انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٨ - علت پراگندگى مسلمانان
نمىشوند. آنان مزدور هستند، اصلًا به فكر مردم خود نيستند، اگر صد هزار نفر در بين دو شيخ نشين خليج كشته شود، باز هم آنها يكجا نمىشوند.
آنها در واقع هركدام، لقمه چرب لذيذى براى جهان خوران بزرگ مىباشند، آنها راضى هستند كه لقمه چرب جهانخوارن باشند؛ ولى حاضر نيستند يكجا شوند. اين از ضعف ملتهاى اسلامى است، اگر ملتهاى اسلامى ايمان قوى مىداشتند، اكنون تمام آنها در زير چتر يك كشور جمع مىشدند، يا حدّ أقل به دوكشور بزرگتر تبديل مىشدند، اگر آنها يك كشور يا دو كشور مىبودند، مىدانيد! چهقدر منافع بزرگى براى جهان اسلام داشت؟!
علت پراگندگى مسلمانان
منابع نفتى كشورهاى خليج مربوط به تمام جهان اسلام است؛ اما چه فايده؟ پول آنها همه به جيب جهانخواران مىرود، ساليانه چه قدر پول براى خريد اسلحه مصرف مىشود؟ اگر آنها متحد مىبودند، اينهمه پول را براى خريد اسلحه نمىدادند، اينهمه بوديجه نظامى تخصيص نمىدادند، به اينهمه وزارتخانهها و ديگر تشكيلات دولتى معاش اضافى نمىدادند، ميلياردها پول را براى كشورهاى خارجى به عنوان رشوه نمىدادند، اينهمه حاكمان نالايق بوجود نمىآمد كه هر روز ميليونها پول را از بيت المال ملتها خرچ عياشى خود بكنند. تعدد حكومتهاى بىكفايت در كشورهاى اسلامى حكايت از اين دارد كه اسلام بر دلهاى مردم حكومت نمىكند؛ اگر اسلام بر دلهاى مردم حكومت مىكرد، مثل صدر اسلام، مسلمانان به اوج عزت و شگوفايى خود مىرسيدند و اكنون برتمام دنيا