انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٠ - حكمى فقهى بر مقتضاى زمان
نيست. فقه اسلامى با توجه به شرايط زمان حكم صادر مىكند، در قديم جنگ باشمشير بود، در ميدان جنگ پياده روى و جست و خيز لازم بود، سرعت و حركت لازم بود، كسىكه لنگ است نمىتواند در حركت خود، سرعت داشته باشد.
حكمى فقهى بر مقتضاى زمان
اكنون شرايط جهاد فرق كرده است، حتى كسىكه پايش هم لنگ باشد، مىتواند در گوشهاى از سنگر جهاد نشسته و با تفنگ خود بر دشمن فير كند، او مىتواند از راه دور، سينه دشمن را نشانه بگيرد، لذا در شرايط كنونى جهاد از اشخاص لنگ هم ساقط نمىشود، براى لنگها نيز جهاد واجب است؛ اما براى اشخاص كور، همان حكم باقى است؛ زيرا انسان كور در هيچ شرايطى نمىتواند با دشمن بجنگد. «وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ» يك نفر مريض است، توان حركت را ندارد، توان راه رفتن را ندارد، ضعف دارد، بدنش تبدار است، نمىتواند در جهاد شركت كند! براى چنين شخصى جهاد واجب نيست و جهاد عليه دشمن از او ساقط مىشود.
اما بعضى از مرضها، مانند مرض قند، (مرض شكر) راه رفتن و دويدن براى او مفيد است، بر چنين شخصى با اينكه مريض است و مرضش هم صعب العلاج است؛ ولى راه رفتن و دويدن برايش فايده دارد، جهاد واجب است. مناسبت حكم و موضوع، يا بقول معروف، «شم الفقاهه» مربوط به مرضى است كه انسان راه رفته نتواند، حركت بدنى اش نيز به حدّ ضعيف باشد كه نتواند در جبهه كارى راانجام دهد؛ اگر كسى اينگونه باشد جهاد از او ساقط مىشود؛ اما يكوقت كسى مريض است؛ ولى مرضش بگونهاى است كه هيچ مشكلى براى رفتن او به جنگ ايجاد نمىكند، دراينصورت جهاد بر او واجب است و بايد در جهاد شركت كند.