دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٠ - ٩ - ٤ قيام سيد حسنى
فرزندان عبّاس با هم اختلاف كنند و سلطنت آنان سست شود، شامى و يمانى ظهور مىكنند و حسنى به حركت درمىآيد و صاحب الأمر از مدينه به مكّه مىآيد ... و از خداوند اجازه ظهور مىطلبد. آن گاه برخى از موالى او اين خبر را براى حسنى مىبرند و او بر خروج، پيشدستى مىكند؛ امّا اهل مكّه، او را مىكُشند و سرش را براى شامى مىفرستند. در اين زمان، صاحب الأمر آشكار مىشود و مردم با او بيعت مىكنند.[١]
اگر چه ممكن است كه از نظر سند، بر اين حديث، اشكالى وارد نباشد، ولى در آن از اختلاف بنى عبّاس سخن گفته شده كه مجموع حديث را با مشكل رو به رو مىكند و عبارت هم به گونهاى نيست كه بتوان گفت مقصود امام، فاصلهاى طولانى بين اختلاف بنى عبّاس و ظهور حسنى است. از طرفى، تصوّر برگشت حكومت عبّاسيان يا تشكيل حكومتى به نام آنان در آخر الزمان بر هيچ دليل و قرينه درستى استوار نيست. اشكال دوم، ابهاماتى است كه در اين حديث به چشم مىخورد. اين كه مهدى پس از آمدن از مدينه به مكّه، تازه اجازه ظهور بخواهد و اين كه حسنى در برابر مهدى براى قيام، پيشدستى كند، مطالبى قابل تأمّل است. كشته شدن حسنى به دست اهل مكّه و فرستادن سر او براى شامى هم مطلبى است كه در احاديث ديگر وجود ندارد. ضمن اين كه به نظر مىرسد كه فرستادن سر مقتول، مربوط به تاريخ صدر اسلام است، نه آخر الزمان كه ارتباطات به گونه ديگرى تصوير شده است.
احاديث ديگرى نيز در باره سيّد حسنى و قيام او وجود دارند كه آنها نيز معمولًا با اشكالات محتوايى مواجه اند.
اين پيشينه در باره احاديث مربوط به حسنى و مهمتر از اين، ضعف منبع و سند و متن اين احاديث، چنين نتيجه مىدهد كه قيام حسنى قبل از ظهور،
[١]. روضة الكافى: ص ٢٢٥.