دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - ١/ ١ - ١ حتمى بودن شورش سفيانى
فرمود: «آرى». سپس اندكى سر به زير انداخت و سپس سرش را بالا آورد و فرمود:
«فرمانروايى عبّاسيان، سراسر فريب و نيرنگ است. گاه چنان ناتوان مىنمايد كه گفته مىشود: چيزى از آن نمانده است و سپس چنان تجديد قوا مىكند كه مىگويند: چيزى بر آن نگذشته [و ناتوان نشده] است».[١]
١١٣٠. قرب الإسناد- با سندش به نقل از ابن اسباط-: به امام كاظم عليه السلام گفتم: فدايت شوم! ثعلبة بن ميمون، از على بن مغيره، از زيد عمّى، از امام زين العابدين عليه السلام برايم نقل كرد كه: قائم ما [خاندان محمّد]، در سالى كه مردم جمع مىشوند،[٢] ظهور مىكند.
فرمود: «قائم، بدون وقوع شورش سفيانى قيام مىكند؟! قيام قائم، از امور حتمى الهى است و كار سفيانى نيز از امور حتمى الهى است و قيام كنندهاى نداريم، جز آن كه [پيش از او] سفيانى را داريم».
گفتم: فدايت شوم! در اين سال، روى مىدهد؟
فرمود: «آنچه خدا بخواهد».
گفتم: در سال بعد مىشود؟
فرمود: «خدا هر چه بخواهد، مىكند».[٣]
١١٣١. دلائل الإمامة- با سندش به نقل از ابو محمّد وشّاء و گروهى از ياران امام رضا عليه السلام-: ايشان در توضيح چرايىِ نپذيرفتن حكومت به مأمون فرمود: «اين كار (به دست گرفتن حكومت از سوى ما) جز پس از شورش سفيانى، شدنى نيست».
مأمون به ايشان اصرار كرد و امام رضا عليه السلام خوددارى ورزيد. مأمون او را سوگند داد و امام رضا عليه السلام سوگندش را پذيرفت و مجلسى برايش به پا كردند و همراه مأمون [براى بيعت به ولىعهدى] جلوس كرد.[٤]
١١٣٢. الكافى- با سندش به نقل از عيص بن قاسم-: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «...
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ٣٠٢ ح ٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٥٠ ح ١٣٧.
[٢]. طبق روايتهاى ديگر، مردم كه همان ياران امام مهدى عليه السلام اند-، در مكّه جمع مىشوند.
[٣]. قرب الإسناد: ص ٣٧٤ ح ١٣٢٩( با سند موثّق)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٨٢ ح ٥.
[٤]. دلائل الإمامة: ص ٣٤٩ ح ٣٠٤.