دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧ - ١/ ١ - ١ حتمى بودن شورش سفيانى
پرسيد [م]: «اجل معلق كدام است؟».
فرمود: «آن كه خدا در آن تغيير مىدهد».
گفت [م]: من اميدوارم كه اجَل سفيانى، معلّق [و قابل تغيير] باشد.
امام باقر عليه السلام فرمود: «نه. به خدا سوگند، آن جزو حتمىهاست».[١]
١١٢٨. الكافى- با سندش به نقل از فضل كاتب-: نزد امام صادق عليه السلام بودم كه نامه ابو مسلم آمد.
امام عليه السلام فرمود: «نامه تو پاسخى ندارد. از نزد ما بيرون برو».
ما با هم پنهانى شروع به گفتگو كرديم كه امام فرمود: «اى فضل! چه چيزى مخفيانه مىگوييد؟ خداوندِ والاياد، به خاطر عجله بندگانش، عجله نمىكند و جا به جا كردن يك كوه، از نابودى حكومتى كه اجلش نرسيده، آسانتر است».
سپس فرمود: «بى گمان، فلان كس فرزند فلان كس» تا به هفتمين فرزند فلان كس رسيد.
گفتم: فدايت شوم! نشانه ميان ما و شما چيست؟
فرمود: «اى فضل! از جايت تكان نخور تا سُفيانى خروج كند و چون سفيانى خروج كرد، ما را لبيّك بگوييد» و سه بار اين را فرمود [و افزود:] «كه خروج او، از نشانههاى حتمى است».[٢]
١١٢٩. الغيبة، نعمانى- با سندش به نقل از على بن ابى حمزه-: ميان مكّه و مدينه، همسفر امام كاظم عليه السلام بودم. روزى به من فرمود: «اى على! اگر اهل آسمانها و زمين بر بنىعبّاس بشورند، [كشته مىشوند و] زمين از خونشان آبيارى مىشود تا آن كه سفيانى بشورد».
به ايشان گفتم: سَرور من! آيا كار او، حتمى است؟
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ٣٠١ ح ٥( با سند موثّق) و ح ٦( به نقل از فضيل بن يسار با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٤٩ ح ١٣٣.
[٢]. الكافى: ج ٨ ص ٢٧٤ ح ٤١٢، بحار الأنوار: ج ٤٧ ص ٢٩٧ ح ٢٠.