دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - ٩ تطبيق علائم ظهور
گونه كه شروع حكومتشان از خراسان وبه دست ابومسلم بود، كه البته در حديث، به عباسيان تصريح نشده است.[١] يا در جاى ديگرى از الغيبة نعمانى[٢] حديثى آورده كه در آن آمده است:
اذا قام القائم بخراسان ... وقام منّا قائمٌ بجيلان ... وقتل الكبش ....
هنگامى كه قائم در خراسان قيام كند ... و قائمى از ما در گيلان قيام كند ... و سركرده كشته شود ....
سپس مىگويد: قيام كننده در خراسان، هلاكو خان يا چنگيزخان است و قيام كننده در گيلان، شاه اسماعيل و شايد مراد از كبش، شاه عبّاس اوّل باشد.[٣]
همچنين در جاى ديگر، حديثى را بر دولت صفويه تطبيق كرده و مىگويد: بعيد نيست [كه اين حكومت]، متّصل به دولت قائم شود.[٤]
٩/ ٤. در دوره مشروطه، يكى از واعظان مشهور با نام شيخ عباسعلى فرزند على محمّد گورتانى (١٢٨٧-/ ١٣٦٠ ق) با لقب معين الواعظين و تخلّص ذاكر، شناخته شده است. وى مىنويسد: «وقت ظهور را خدا مىداند ... و ليكن علائمى از براى ظهور آن حضرت از ائمّه رسيده است كه پاره اى از اخبار به طور رمز [و] اشاره زمان قريب به ظهور را مىرساند».
سپس مطالبى از نور الأنوار مرندى و ناظم الإسلام كرمانى نقل مىكند و مىنويسد:
ديگر از علائم ظهور، احداث تلگراف، بى سيم است كه در ممالك دور با يكديگر حرف مىزنند. ديگر از علائم، ايجاد دستگاهى است كه عكس و صورت را نقل دهد، يعنى شخص از شهرى مىتواند ديگرى را در شهر ديگر ببيند. ديگر
[١]. بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٠٨ ح ٤٥.
[٢]. الغيبة، نعمانى: ص ٢٧٥ ح ٥٥.
[٣]. بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٣٦ ح ١٠٤.
[٤]. همان: ج ٥٢ ص ٢٤٣.