دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
دارد. پس، نداى اوّل را اطاعت كنيد و از نداى دوم بپرهيزيد تا فريب نخوريد».
و امام عليه السلام فرمود: «قائم عليه السلام قيام نمىكند، مگر با فراگيرى ترس شديد در مردم و نيز زلزلهها و فتنه و بلايى كه به آنان مىرسد و نيز طاعونى پيش از آن و شمشير برّانى ميان عرب [كه آنان را به كشتن مىدهد]، و درگيرى سختى ميان مردم و پراكندگى در دينشان و دگرگونى احوالشان، تا آن جا كه برخى، به خاطر شرارت بسيارِ مردم و به جان هم افتادن آنها، صبح و شب، آرزوى مرگ مىكنند، و خروج قائم، به هنگام يأس و نااميدى مردم از فَرَج (گشايش كارشان) است. پس خوشا به حال كسى كه او را درك كند و از ياوران او باشد، و بدا و بدا به حال كسى كه با او دشمنى و مخالفت ورزد و با امرش مخالفت كند و از دشمنان او باشد! ...».
سپس فرمود: «هنگامى كه فلان طايفه با هم اختلاف كنند، در آن هنگام، منتظر فَرَج باشيد و فَرَج شما، جز در اختلاف پيدا كردن فلان طايفه نيست و چون با هم اختلاف پيدا كردند، منتظر بانگ بلند ماه رمضان و خروج قائم عليه السلام باشيد كه خداوند هر چه بخواهد مىكند و قائم خروج نمىكند و آنچه را دوست مىداريد، نخواهيد ديد تا آن كه فلان طايفه با هم اختلاف بيابند، كه چون اين گونه شود، مردم در [گرفتن قدرت] آنان به طمع مىافتند و اختلاف كلمه مىشود و سفيانى خروج مىكند».
و فرمود: «ناگزير از فرمانروايى فلان طايفه است و چون فرمانروايى يافتند آن گاه كه اختلاف نمودند، فرمانروايىشان متفرّق و امرشان پراكنده مىشود، تا آن كه خراسانى و سفيانى بر آنها بشورند: اين، از شرق و آن، از غرب، و مانند دو اسب مسابقه به سوى كوفه از يكديگر پيشى مىگيرند: اين، از اين جا و اين از اين جا، تا آن كه هلاكت بنى فلان به دستان آن دو شود. به هوش باشيد كه آنان از ايشان، هيچ كسى را باقى نمىنهند».
سپس فرمود: «خروج سفيانى، يمانى و خراسانى در يك سال و در يك ماه و در