دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٩ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
فرمود: «آنان، ياوران سفيانى اند كه قصد كشتن مردى را دارد كه ميان زمزم و مقام، با او بيعت شده است و او به سمت ايشان حركت مىكند و آنها كشته مىشوند و فرزندانشان بر در مسجد دمشق فروخته مىشوند و محروم، كسى است كه از غنيمت قبيله كلب، هر چند يك پابند شتر، بىبهره بماند».[١]
١٣٦٨. السنن الواردة فى الفتن- با سندش به نقل از حذيفه-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «حادثهاى در زوراء[٢] روى مىدهد».
[اصحاب] گفتند: اى پيامبر خدا! زوراء چيست؟
فرمود: «شهرى در مشرق، ميان چند رود كه بدترين خلق خدا و گردنكشان امّتم در آن جا ساكن مىشوند و با چهار گونه عذاب كوبيده مىشوند؛ با: شمشير، فرو شدن در زمين، پرتاب [سنگ] و مسخ شدن».
و فرمود: «هنگامى كه سياهان در پيجويى عربها بيرون بيايند، [شكست خورده،] مىگريزند تا به دل زمين (/ دل سرزمين اردن) مىرسند كه اين هنگام، سفيانى با سيصد و شصت سوار، خروج مىكند تا اين كه به دمشق مىرسد و هنوز يك ماه نگذشته، سى هزار نفر از قبيله كلب با او بيعت مىكنند و او لشكرى را روانه عراق مىكند و در زوراء، صد هزار نفر را مىكشد و به سوى كوفه سرازير مىشوند و آن را غارت مىكنند و اين هنگام، پرچمى از شرق بيرون مىآيد كه مردى از قبيله تميم به نام شعيب بن صالح، آن را پيش مىبرد و اسيران كوفه را از دست سفيانيان
[١]. دلائل الإمامة: ص ٤٦٥ ح ٤٥٠.
[٢]. زوراء، همان بغداد كنونى است.