دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧ - الف - زيارت اول
سركشان بر تو، يارىات مىداد و تن و جان و مال و فرزندش را فدايت مىكرد! جانش فداى جان تو و خاندانش سپرِ حفظ خاندان تو باد!
اكنون كه روزگار، مرا عقب آورده و تقدير، مرا از يارى تو باز داشته است و نبودهام تا با جنگجويان با تو بجنگم و در برابر برافرازندگان پرچم دشمنى با تو، بِايستم، پس هر صبح و شام، بر تو مىنالم و به جاى اشك، از ديده، خون مىافشانم، از سرِ حسرت و تأسّف بر تو، و دريغ و افسوس بر گرفتارىهايى كه به تو رسيده، تا آن گاه كه از سوز مصيبتت و غم فقدانت بميرم.
گواهى مىدهم كه تو، نماز را به جاى آوردى و زكات پرداختى، و امر به معروف و نهى از تجاوز و زشتكارى كردى، و خدا را پيروى كردى و سرپيچى ننمودى، و به او و به ريسمانش چنگ زدى، و او را خشنود ساختى؛ و از او ترسيدى، و او را در نظر داشتى، و [دعوت] او را اجابت كردى، سنّتها را پايه نهادى، و فتنهها را خاموش كردى، و به رشد، فرا خواندى، و راههاى استوار را روشن نمودى و در راه خدا، آن گونه كه بايد، جهاد كردى.
خدا را مطيع، و جدّت محمّد صلى الله عليه و آله را پيرو، و پدرت را گوش به فرمان، و به وصيّت برادرت، شتابان بودى. پايه دين را برافرازنده، و طغيان را براندازنده، و طاغوتها را كوبنده، و امّت را نصيحت كننده بودى، و در درياى مرگ، شنا كننده، با فاسقان، رو در رو شونده، حجّتهاى خدا را بر پا دارنده، و اسلام و مسلمانان را مهربان، و حق را ياور بودى. هنگام بلا، شكيبا، و دين را پاسدار، و قلمرو آن را مرزبان، و آيينش را پشتيبان بودى.[١]
گِرد هدايت را گرفته و يارىاش مىكردى، عدالت را گسترش داده، منتشر مىكردى، و دين را يارى و آشكار مىنمودى. بيهودهكار را باز مىداشتى و نهى
[١]. در بحار الأنوار اين فراز نيست:« آيينش را پشتيبان بودى».