دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - الف - زيارت اول
مىكردى، و حقّ فرودست را از فرادست، مىستاندى، و ميان نيرومند و ناتوان، يكسان حكم مىراندى.
تو، بهار يتيمان، و دستاويز مردمان، و عزّت اسلام، و معدن احكام، و هماره نعمتبخش، و پوينده راههاى جدّت و پدرت بودى، و مانند برادرت در وصيّت [به امامت]، به پيمانها وفادار بودى، و با خوىهاى پسنديده و كرامت آشكار، شبزندهدار در دل تاريكىها بودى. با روشهاى استوار و طبعى كريمانه و سابقههايى سِتُرگ، از تبارى شريف و خاندانى والا، بلندمرتبه، پُرفضيلت، نيكوسرشت، با بخششهايى فراوان، بردبار، رهيافته، بخشنده، دانا، باصلابت، امام شهيد، گريان و بازگردنده [به خدا]، محبوب و باهيبت بودى.
تو فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، و رهايى دهنده قرآن، و بازوى مردمان، و كوشنده در اطاعت فرمان، و حافظ عهد و پيمان، و كنارهگير از راههاى فاسقان، و بذل كننده همه توان، و طول دهنده ركوع و سجود بودى.
به دنيا، بىرغبت بودى، همچون بىرغبتى كوچ كننده از آن و در نگرنده به دنيا، با چشم بيمناكان از آن. آرزوهايت از آن، برچيده، و همّتت از زيور آن، چرخيده، و نگاههايت از زيبايى آن، كنار كشيده، و رغبتت به آخرت، شناخته شده بود.
تا ستم، دست خود را دراز كرد و ظلم، نقاب خود را باز كرد و گمراهى، پيروانش را فرا خواند، در حالى كه تو در حرم جدّت [مدينه] ساكن بودى، از ستمكاران، جدا شدى و با خانه و محراب، همنشين گشتى، و از لذّتها و شهوتها، بر كنار بودى. منكَر را با دل و زبانت، به اندازه تاب و توانت، انكار مىكردى و سپس، علمت، مقتضىِ انكار گشت و جهاد با كافران، بر تو لازم شد و