اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١١ - ٤-نظريه فقر وجودى
شىء علت خود شىء است- و نمىشود شىء علت خودش بوده باشد- و اين همان مسئله بطلان دور است- .
٧-وجود علت تامه از وجود معلول قويتر است- زيرا تمام واقعيت و وجود معلول- از آثار وجود علت بوده- و متكى بوجود وى مىباشد- و البته در اينجا- نبايد دست به يك رشته نقضهاى عوامانه زد- مانند پدر و پسر و بنا و ساختمان- و سنگ تراش و سنگ و آتش افروز داشتن دليل بر فقر وجودى است- پس نتيجه محاسبه طبق اين دو نظريه يكى است- و هر چند اصول نظريه ماهوى غلط است- ولى چون بالمال همان نتيجه را مىدهد- كه نظريه فقر وجودى مىدهد- و از طرفى محاسبهاش آسانتر است- مانعى ندارد كه در قسمتهاى مقدماتى آن را بكار ببريم- درست مثل اينكه ما ميدانيم- اصول و مبانى اولى هيئت بطلميوس غلط است- و اصول هيئت كپرنيك صحيح است- ولى هيچ مانعى ندارد- كه براى اندازه گيرى برخى حركات اجرام آسمانى- و پيش بينى خسوف و كسوف- و بعضى چيزهاى ديگر با اصول بطلميوسى محاسبه كنيم- بجهت آنكه نتيجه محاسبه در بسيارى از موارد يكى است- و بسا هست كه در برخى موارد- روى اصول غلط بطلميوسى محاسبه آسانتر باشد- .
البته اينجانب شخصا واقف است- كه آنچه در مقام بيان رابطه علت و معلول- و مناط احتياج معلول بعلت- روى اصول حكمت متعاليه بيان كرديم- و گفتيم معلول عين احتياج است- از مطالبى نيست كه براى همه كس قابل هضم باشد- و بسا هست كه براى كسانى كه- تمرين زيادى در عقليات فلسفى ندارند- و مخصوصا كسانى كه طرز تفكر حسى دارند- اين گفتهها صرفا لفاظى جلوه كند- و ما نيز انتظار نداريم- كه با اين بيان مختصر آن حقيقت عالى را- كه جزء شاهكارهاى اعجاز آميز فكر بشر است بفهمانيم- ولى خواننده محترم بايد بداند- كه اين نظريه جزء آن دسته نظريات فلسفى است- كه براى كسى كه درست به اصول و مبادى آشنا باشد- از يك مسئله رياضى يقينىتر است- ضمنا براى كسانى كه فى الجمله مقصود را يافتند- و براه عقلانى اين مقصود- كه از بررسى انبوه انديشههاى غلط انداز ذهن بدست آمد- نيز واقف شدند- جملهاى را كه مكرر در دو مقاله پيش گفتهايم تكرار مىكنيم- تا ذهن را نشناسيم نمىتوانيم فلسفه داشته باشيم