اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٨ - ٤-نظريه فقر وجودى
بود كه روزى نبود و سپس روز پيدا شد- آرى اين دانشمندان چون در كاوشهاى علمى خود- از حقيقت زمان بحث نكردهاند- نه تنها درين بحث- بلكه در هر بحث فلسفى مربوط بخواص نظرى زمان- دچار يك رشته فراموشكارى و اشتباهات گرديدهاند- .
حقيقت وجود و واقعيت خود ماهيت است- نه وجود علت خارجى- و ماهيت در احتياج بعلت و عدم احتياج بعلت- تابع همان وجود و واقعيت است- و از خود اصالتى ندارد- يعنى اگر آن وجود محتاج و معلول بود- ماهيت نيز بالتبع و مجازا محتاج و معلول است- و اگر آن وجود غير محتاج و غير معلول بود- ماهيت نيز بالتبع غير محتاج و غير معلول است- .
ما در مقدمه مقاله ٨ گفتيم- كه بنا بر اصالت وجود- معناى امكان ماهيت چيزى غير از آن چيز خواهد بود- كه قبلا قائلين باصالت ماهيت- يا غافلين از اصالت وجود و اصالت ماهيت مىدانستند- مراجعه شود- .
على هذا ما نمىتوانيم از راه ماهيت- با استناد به قاعده امتناع ترجح بلا مرجح- احتياج بعلت را اثبات كنيم- بنا بر اصالت وجود در تحقق- و در معلوليت صورت اين مسئله بكلى عوض مىشود- و صورت ديگرى پيدا مىشود- .
حكما و متكلمين تا كنون- از علت احتياج بعلت بحث مىكردند- و هر دستهاى معلول را چيزى- و احتياج معلول را چيز ديگر- و علت احتياج را چيز سومى فرض مىكردند- حالا ببينيم واقعا همينطور است يا نه- .
ما قبلا در مقاله ٨ صفحات ١٢٠ ١٢٣- تحليلى بعمل آورديم- و برهان اقامه كرديم- كه اگر رابطه على و معلولى در جهان وجود داشته باشد- و البته وجود دارد- نمىتوان ذات معلول را چيزى- و آنچه را كه معلول از ناحيه علت دريافت مىكند چيز ديگرى- و تاثير علت را در معلول چيز سومى فرض كنيم- در آنجا ثابت كرديم- كه در معلولات وجود و موجود و ايجاد يكى است- يعنى هويت معلول عين هويت وجود- و عين هويت ايجاد است- از آنچه در آنجا بيان كرديم معلوم شد- كه رابطه و وابستگى معلول با علت- و احتياج معلول به علت عين هويت معلول است- يعنى هويت واحد است كه بوى وجود و موجود و ايجاد- و همچنين رابطه و مرتبط و نسبت و منتسب- و وابسته و وابستگى و محتاج و احتياج- با اعتبارات مختلف گفته مىشود- و اساسا اين تكثر ساخته طرز انديشه سازى ذهن است- و گر نه در خارج كثرتى از