اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٠ - اشكال دوم
و بسيار روشن است- كه همه اين احوال و شرايط بىواسطه- و مستقيما با خود نوزاد معلول پديده تازه- سر و كار نداشته بلكه مختلف بوده- و برخى از آنها شرط شرط- و برخى شرط شرط شرط مىباشد- چنانكه انجام يافتن عمل تناسلى- ارتباط مستقيم و بلا فاصلهاى كه دارد- با استقرار منى در رحم است نه با تولد نوزاد- .
تنها در ميان اجزاء علت- آنهائى كه تماس مستقيم با معلول دارند- با نابود شدن آنها پديده معلول موجود نخواهد بود- چنانكه اگر مادهاى را كه نوزاد با وى موجود است- و يا صورت نوزاد انسانى را و يا كننده اين كار را- يعنى فاعل تركيب را معدوم فرض كنيم- نوزادى در ميان نخواهد بود- انسان نوزاد بىماده معنى ندارد- و همچنين مادهاى كه صورت نوزاد انسانى را ندارد- انسان نخواهد بود- و همچنين فاعل كار تركيب هر گاه دست از كار بكشد- كار همان جا متوقف و نيمه خواهد ماند- پس در هر حال وجود با بقاى آن حركات- كه معلولات واقعى وجود آنها است شرط است- و از همين جا مىتوان فهميد- كه بنا بر اصل حركت و تكامل ذاتى اشياء- و اينكه وجود هر موجودى از موجودات طبيعت- يك وجود سيال و متغير و متحركى است- و هويت اين موجودات را حركت تشكيل مىدهد- و بنا بر نظريه فوق كه حركت حادثهاى است- كه علاوه بر شرايط و معدات و مجارى و مراحل- بمحرك و فاعل مباشر نيازمند است- وجود يك محرك دائم و باقى- و مباشر را بايد تصديق و اذعان نمود- تفصيل اين مطلب در مقاله ١٠- كه مستقيما از حركت و زمان بحث مىشود خواهد آمد- .
اشكال- نظريه فيزيكى نيوتن - كه با تجربههاى غير قابل انكارى تائيد شده- و مىگويد هر جسمى هميشه...- مناقض استدلالات عقلانى فوق است- و بديهى است كه هر گاه يك قاعده عقلانى- مناقض تجربيات دقيق در آيد اعتبارى ندارد- .
پاسخ- پاسخ اين اشكال را- در پاورقى بعدى توضيح خواهيم داد