اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩١ - ضرورت بالذات و بالغير
امكان ذاتى عبارت است از اينكه- شىء بحسب ذات نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود- بلكه بحسب ذات هم قابل موجود شدن است- و هم قابل معدوم شدن- مثل همه امورى كه در اين جهان پديد مىآيند- و از بين مىروند- امكان ذاتى با ضرورت بالغير- و امتناع بالغير منافات ندارد- زيرا اشكالى ندارد كه شىء بحسب ذات لا اقتضا باشد- يعنى نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود- لكن بحسب اقتضاء غير ضرورت يا امتناع پيدا كند- و چون علت ضرورت دهنده به معلول است- هر ممكن بالذاتى در حال وجود ضرورت بالغير دارد- و در صورت عدم امتناع بالغير- .
و اما امكان بالغير معنا ندارد- يعنى معقول نيست كه امكان از ناحيه غير براى شىء حاصل شود- زيرا آن شىء بحسب ذات يا ممكن است يا واجب يا ممتنع- اگر ممكن است پس بحسب ذات واجد امكان است- و معنا ندارد كه از ناحيه غير به او امكان برسد- و اگر واجب يا ممتنع است- لازم مىآيد كه واجب بالذات و ممتنع بالذات- بواسطه يك امر خارجى حالتى پيدا كند- كه هم بر او عدم جايز باشد و هم وجود- و البته اين جهت با وجوب ذاتى و امتناع ذاتى منافى است- پس امكان بالغير معنا ندارد- و از اقسام شش گانه فرضى ابتدائى ما- پنج قسم معقول و يك قسم غير معقول است- .
از بيان فوق معلوم شد كه- هر معلولى وجوب و ضرورت بالغير دارد- و اگر فرضا نظام موجودات- از سلسله علل و معلولات غير متناهى تاليف يافته باشد- تمام نظام موجودات از وجوبات بالغير تشكيل شده- نه وجوب بالذات- .
يكى از موارد تناقض گوئى ماديين همين جا است- يعنى از طرفى خود را به نظام على و معلولى معتقد نشان ميدهند- و از طرف ديگر جبر على و معلولى را- دليل بر نفى مبدا كل و صانع كل مىگيرد- و ادعا مىكنند كه- چون پيدايش موجودات بر طبق نظام على و معلولى جبرى- و خلاف ناپذير است- فرض وجود مبدا كل و صانع كل معنا ندارد- زيرا وجود هر موجودى بطور وجوب و جبر و ضرورت است- و هر موجودى در مرتبه خود واجب الوجودى است- پس فرض واجب الوجودى كه خالق كل موجودات باشد- چه لزومى دارد- ولى حقيقت اينست كه جبر على و معلولى- يكى از مقدمات قطعى است- كه ما را بوجود عله العلل و واجب الوجود بالذات- كه همه وجوبات بالغير و وجودات بالغير منتهى به او- و قائم بذات او است رهبرى مىكند- و ماديين نعل وارونه مىزنند- زيرا اساس ماديت و انكار مبدا كل روى بناء صدفه- و نفى نظام على و معلولى است نه روى اثبات آن- لكن ماديين- چون چارهاى از قبول قانون عليت و معلوليت نمىبينند- فهميده يا نفهميده- بين جبر غيرى و جبر ذاتى اشتباه