اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٥ - وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت
حفظ بقيه شرايط- از وجود وى تهى و خالى نمىشود فرض كرد- چنانكه اين نظر در حوادث گذشته و سپرى شده- پيش ما قابل ملاحظه مىباشد- ما بى تامل مىگوئيم حوادثى را كه- مثلا ديروز اتفاق افتاده نمىشود تغيير داده- و يا از جاى خود تكان داد- .
آينده را- بايد به اينجا بياوريم- دنباله مطلب بسيار طولانى خواهد شد- على هذا عجالتا صرف نظر مىكنيم- .
چيزى كه لازم است مجددا يادآورى كنيم- اين است كه اصل عمدهاى كه همه اين مسائل- و عده ديگر از مهمات فلسفه را حل مىكند- همانا مسئله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است- و اين مسئله است كه قيافه عمومى فلسفه را يكباره تغيير مىدهد- و به حل مشكلات زيادى كمك مىكند- .
خواننده محترم بايد ذهن خود را براى درك و فهم- و قبول اين مسئله آماده كند- و در مقدمات و نتائج آن تدبر نمايد- ما در مقالات آيند نيز هر جا كه مناسبتى پيش آيد- براى آنكه ذهن خوانندگان محترم را- بيشتر روشن كنيم- با عبارات ديگر و طرز تقريرهاى ديگرى- اين مسئله را بيان خواهيم كرد- و مطمئن هستيم كه در مورد اين مسئله- هر اندازه كوشش بخرج دهيم زياد نخواهد بود- صدر المتالهين كه قهرمان اين مسئله است- در كتب خويش مكرر از اين مسئله ياد مىكند- و در ابواب مختلف با طرز تقريرها- و دلائل متعدد آن را ذكر مىكند- در يكى از تعليقات حكمه الاشراق - كه نسبتا بسط زيادترى در اطراف اين مطلب مىدهد مىگويد- ما سخن را در اطراف اين مطلب بسط داديم- هر چند آنچه نگفتيم بيش از آن چيزى است كه گفتيم- بجهت آنكه بسيار شريف و ذى قيمت- و فوق العاده غامض است- و از مهمترين مقاصد و سزاوارترين آنها است- كه بذل مساعى در تحصيل آن بشود- سپس مشار اليه باين شعر عربى متمثل مىشود- ٦٥ لئن كان هذا الدمع يجرى صبابه على غير ليلى فهو دمع مضيع
- .
خواننده محترم از آنچه گذشت دريافت كه- مسئله اصالت وجود هم جنبه علم النفسى دارد هم جنبه فلسفى- زيرا هم جنبه عينى دارد هم جنبه ذهنى- از يك طرف تحقيق درباره واقعيت عينى است- و از طرف ديگر درباره قوه عقل و ادراك- و كيفيت تحليل و انتزاع ذهن- .
مكرر گفتهايم كه مطالعه فلسفى- درباره واقعيت عينى قبل از شناختن