اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٣ - وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت
خود واقعيت هستى- مقابل خود را نيستى بالذات نپذيرفته- و هرگز با وى متصف نمىشود- يعنى هستى نيستى نمىشود- با حفظ وحدت در جميع شرايط- .
البته مراد ما نه اينست- كه چيزى كه روزى موجود شد روز ديگر معدوم نمىشود- چنانكه جهان هستى پر از اين حوادث است- هيچ مصداقى قابل انطباق نباشد- مفهوم وجود مفهومى است كه- بالضروره بر همه وجودات عينى قابل انطباق است- و اگر اين وجودات هر يك حقيقتى مباين- و بيگانه مطلق از ساير وجودات باشد- يك جهت مشتركى كه- مناط انطباق مفهوم وجود بر مصاديق وى باشد- در كار نبود- و قهرا اين مفهوم بر آن مصاديق قابل انطباق نبود- و حال آنكه بالضروره قابل انطباق هست- .
پس در مسئله تحقيق- در وحدت و كثرت واقعيت عينى- يگانه نظريهاى كه قابل قبول است- هم نظام خارجى عينى موجودات را مىتواند توجيه كند- و هم نظام ذهنى مفاهيم و ماهيات را- هم با عقل سازگار است و هم با حس- همانا نظريه تشكك وجود است- و اينكه ما اين نظريه را بنام نظريه وحدت در عين كثرت- و كثرت در عين وحدت ناميديم- از آن جهت است كه ملاك كثرت بيرون از ملاك وحدت- و ملاك وحدت بيرون از ملاك كثرت نيست- روى اين نظريه حقيقت وجود هم واحد شخصى است- و هم كثير شخصى- اگر نظر به اصل حقيقت سازى در جميع مراتب بيندازيم- واحد بالشخص است- و اگر نظر بمراتب و درجات بيندازيم كثير بالشخص است- .
در اين مقاله- مجموعه مسائلى كه بنام مسائل وجود ذكر شده- ١٢ مسئله است- و ما هفت مسئله آنها را كاملا توضيح داديم- .
از هفت مسئله گذشته- دوتاى آنها فوق العاده با اهميت است- و از نظر دخالتى كه آن دو مسئله در سرنوشت فلسفه دارند- هيچ مسئلهاى به پايه آنها نمىرسد- آن دو عبارت بود از اصالت وجود و تشكك وجود- اهميت پنج مسئله ديگر بداهت وجود تحليل ذهن- هر واقعيت خارجى را بدو مفهوم ماهيت و وجود- مغايرت مفهوم وجود يا ماهيت- اشتراك معنوى وجود- حقيقت وجود با علم حصولى قابل معلوم شدن نيست- از لحاظ دخالت و جنبه مقدميتى است- كه نسبت بدو مسئله نامبرده دارند- .