اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٣ - اتفاق
اتفاق
ما مىگوييم سال گذشته بار درختان خوب بود- و كمك شايانى به اقتصاد ما مىكرد- ولى اتفاقا سرماى آخر بهار يا تگرگ اول تابستان- محصول سر درخت را از ميان برده و به رشد اقتصاد لطمه زد- .
همچنين مىگوييم- امروز بامدادان براى خريدن حوائج خانه- به بازار مىرفتم- اتفاقا با فلان دوستم برخورد نمودم- و فلان گزارش را به من داد- .
غايت است و هم غايت علت فعل- ولى اين عليت متقابل- از قبيل دور كه امرى محال است نيست- .
چنانكه قبلا تحقيق شد- معناى عليت صرفا اين نيست- كه دو چيز دائما متعاقب- يا مقارن يكديگر پيدا شوند- رابطه عليت يك رابطه واقعى است- بين وجود علت و وجود معلول- به اين معنى كه وجود معلول- ناشى از وجود علت و متكى بعلت است- و قدر متقين اينست- كه در مورد هر علت و معلولى اين قضيه صادق است- كه اگر علت وجود نمىداشت معلول وجود پيدا نمىكرد- ولى هرگز صادق نيست- كه اگر معلول وجود پيدا نمىكرد علت وجود پيدا نمىكرد- يعنى معلول در وجود و واقعيت خود- وابسته و نيازمند بعلت است- ولى علت در وجود و واقعيت خود مستقل- و بىنياز از معلول است- .
حالا بايد ببينيم كه اين عليت متقابل- و نيازمندى متقابل كه بين فعل و غايت هست چگونه است- در اينكه فعل علت و شرط وجود غايت است- شك و ترديدى نيست- زيرا مسلما اگر فعل وجود پيدا نكند- غايت وجود پيدا نمىكند- مثلا اگر انسان غذا نخورد سير نمىشود- و اگر سنگى كه از بالا به پائين حركت مىكند- مسافت بين راه را طى نكند به مركز نمىرسد- پس عليت و دخالت فعل در وجود غايت- بطور واضح محرز است- و منكرين غائيت نيز آن را قبول دارند- ولى عليت و دخالت غايت در وجود فعل- باين نحو نيست كه وجود خارجى غايت- كه مؤخر است از وجود فعل علت وجود فعل است- زيرا اين محال و ممتنع است- بلكه باين نحو است كه وجود غايت در مرتبه وجود فاعل- علت وجود فعل است- و بعبارت ديگر توجه فاعل بغايت علت وجود فعل است- و اگر اين توجه و ميل بغايت در فاعل نبود- هرگز فعل