اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٠ - مقاله نهم علت و معلول
راهى كه گفته شد- راهى بود(١)كه انسان بنظر ساده مىپيمايد- نظر فلسفى دقيق نيز همين نتيجه را تاديه مىكند- .در مقاله ٨ بثبوت رسانيديم- كه اولا هرگز ماهيت موجودى- بى وجوب وجود ضرورت بوجود نمىآيد- و ثانيا اين وجوب وجود را- از موجود علوم فيزيك و رياضى- چيزهائى مىبينيم- كه بنظر مىرسد تا اندازهاى نظر متكلمين را تاييد مىكند- قسمتهاى نسبتا زياد ديگرى نيز- از مسائل اخلاقى كلام و فلسفه هست- كه علم و فلسفه جديد نظريه متكلمين را تاييد كرده است- .
قانون عليت از پايههائى است كه اگر متزلزل شود- فلسفه زير و رو مىشود- و به عقيده فلاسفه قانون عليت يكى از اركان عمومى است- كه اگر آنرا متزلزل فرض كنيم- ديگر علم بطور كلى بىمعنا است- در پاورقىهاى آينده- مشروحا در اطراف اين مطالب بحث خواهيم كرد (١)در پاورقى پيش گفتيم- كه تصورى كه هر كس از عليت و معلوليت دارد- اينست كه از دو امر- يكى را بعنوان وجود دهنده و واقعيت دهنده- و ديگرى را بعنوان وجود يافته و واقعيت يافته مىشناسد- هر دو چيزى كه نسبت بالا را با يكديگر داشته باشند- مىگوييم كه بين آنها رابطه على و معلولى برقرار است- در مقاله ٨ گفتيم- كه گاهى در اصطلاح فلاسفه عليت و معلوليت- مفهوم وسيعترى از آنچه در بالا گذشت پيدا مىكند- و به مطلق اشيايى كه در وجود چيزى دخالت دارند- و وجود آن چيز وابسته بوجود آنها است علت گفته مىشود- هر چند آن اشياء وجود دهنده نباشند- و از اينرو باجزاء تشكيل دهنده وجود يك شىء- يا به شرائط و مقدمات مخصوص وجود شىء نيز- احيانا عنوان علل داده مىشود- و حال آنكه در مورد اين امور- مفهوم ايجاد و وجود دهندگى صادق نيست- .
اگر مفهوم عليت و معلوليت را- بمعناى اعم در نظر بگيريم- رابطه عليت و معلوليت عبارت است از- استناد واقعيتى بواقعيت ديگر- و البته بعدا بايد تحليل بعمل آوريم- و ببينيم اين استناد را به چه نحو بايد در نظر بگيريم- تا با واقع مطابقت كند- .
حالا مىخواهيم- به سؤالى كه در پاورقى پيش طرح كرديم- مبنى بر