اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٦ - بحثى با ماديين
نسبت معلول بعلت ناقصهاش را انكار كردهاند- و ثانيا اختيار و همه آثار اختيار را- در انسان موهوم پنداشتهاند- و ثالثا در تفسير امرين اشتباه كردهاند- و رابعا به خيال اينكه اختيار همان اتفاق است- قول درآيند- ثانيا فرضا ما جبر و اختيار را بهمين معنا گرفتيم- باز اين موضوع چه ربطى دارد به اينكه بگوئيم- آيا دنياى فعلى واجب است يا ممكن- و مگر منافاتى است- بين اينكه ما اين جهان را ممكن بدانيم- و در عين حال ضرورت و ايجاب على و معلولى را قبول كنيم- ما قبلا گوشزد كردهايم- كه ماديين بين وجوب غيرى- كه همان وجوب على و معلولى است- و با امكان ذاتى قابل جمع است- و وجوب ذاتى كه با هيچ نحو امكان قابل جمع نيست- نتوانستهاند فرق بگذارند- اين مورد شاهد آن مدعاى ما است- ثالثا اينكه مىگويد اگر دنيا ممكن باشد- لازم مىشود سلسله علت و معلولى خود را- در جائى متوقف پنداريم چه معنا دارد- اگر مقصود اينست- كه لازم مىشود ما سلسله علل را منتهى به عله العلل- و واجب الوجود بدانيم- پس اينكه مىگويد- بايد آن محل توقف را معلول بىعلت بدانيم يعنى چه- مگر معناى واجب الوجود اينست كه معلول بىعلت است- رابعا اين نتيجه كه آخر كار مىگيرد- و مىگويد پس در طبيعت اعجاز نيست يعنى چه- مگر طرفداران اعجاز مدعى هستند- كه اعجاز عبارت است از يك معلول بلا علت- اگر اعجاز معلول بلا علت است- پس چه رابطهاى با قدرت آورنده آن دارد- حقيقتا در چند سطر اين اندازه سفسطه كردن- بسيار شگفت آور است- و عجبتر اينكه با چنين منطق محكم- مىخواهند جبر مادى را اثبات كنند- و تاريخ را طبق دلبخواه خود تفسير و توجيه كنند- بعد از چند سطر مىگويد اين موضوع در اصطلاح فلسفى- به مسئله جبر و اختيار تفويض موسوم است- و حل آن پايه و اساس عموم فلسفهها و عقائد است- معتقدين اجبارى بودن اراده انسانى را جبريون- و مخالفين آنها را تفويضى يا اختيارى مىگويند - .از آنچه ما سابقا گفتيم معلوم شد- كه تفويض از اصطلاحات مخصوص معتزله است- و مفهوم خاصى مىدهد- و معناى تفويض نه مرادف با اختيار است- كه مورد قبول ما است و نه مرادف با ضد عليت- و آنجا كه لغت جبر نيز- در مقابل لغت تفويض به كار برده مىشود- مفهوم خاصى مىدهد كه ما قبلا بيان كرديم- و آن نيز ربطى به مفهوم عليت- يا مفهوم ايجاب على و معلولى ندارد ايضا مىگويد- علت عمده پيدايش اين عقيده عقيده اختيار- از اينجا است كه اغلب اوقات تصور