اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٧ - جبر و تفويض از جنبه كلامى
التقاطى ماديين نكردهاند- و پاسخ دانشمندان قائل باتفاق منفى است- و اينان عدهاى از ماديين هستند- كه براى مجموع عالم علت قائل نيستند- .
٢-آيا در مورد افعال انسان- جبر بايد قائل شد يا تفويض اينست كه اشخاص ديگرى از خارج- روى فعل من تصميم بگيرند- .
اينست كه ما مىگوييم- يگانه فرضى كه اختيار و آزادى انسان را تصحيح مىكند نظريهاى است- كه مبتنى بر قبول قانون ضرورت على و معلولى است- و اما ساير نظريهها- علاوه بر آنكه مبتنى بر محالاتى از قبيل صدفه- و تسلسل علل است- مخالف آزادى و اختيارى است- كه مقصود طرفداران اين نظريهها است- و هر كسى هم وجدانا آنرا حس مىكند- على هذا كسانى كه نظريه ما در باب اختيار آنها را قانع نمىكند- هيچ نظريه ديگرى نبايد آنها را قانع كند بعلاوه تنها با اين نظريه است- كه تاثير و فائده تربيت و تعليم اخلاقى قابل توجيه است- فائده و اثر تربيت و اخلاق- امرى است غير قابل انكار- و حال آنكه طبق نظريههاى تصادفى- و همچنين طبق فرض تسلسل علل- و همچنين طبق نظريه جبرى- كه افعال انسان را صد در صد تحت تاثير عوامل خارجى مىداند- تربيت و اخلاق قابل توجيه نيست- مطابق اين نظريه اثر تربيت و اخلاق- تكوين يك سلسله سجاياى اخلاقى است- و اثر اين سجاياى اخلاقى اينست- كه اراده را نيرومند ميسازد- و قدرت اراده را براى مقاومت- در مقابل تحريكات تمايلات منحط زياد مىكند- يعنى رابطه على و معلولى بين تربيت و سجاياى اخلاقى- و بين سجاياى اخلاقى قدرت اراده و بين قدرت اراده- و عقب راندن ميلهاى منبعث از شهوات بر قرار است- و اگر بنا بشود رابطه على و معلولى در كار نباشد- طبق نظريههاى تصادفى- يا آنكه رابطه على و معلولى در كار باشد- و اراده انسان صد در صد تابع تحريكات غريزى- يا عوامل خارجى باشد- يا آنكه اراده انسان تابع اراده ديگر- و آن اراده نيز تابع اراده ديگر باشد تا بى نهايت- موضوع تربيت و اخلاق بكلى منتفى مىشود
جبر و تفويض از جنبه كلامى
متكلمين در مباحث الهيات- آنجا كه از عموم و شمول اراده ذات بارى-