اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥١ - نكته ٢
موضوع اختيار نسبت امكان را- از اساس و ريشه نفى كرده- و در نتيجه در چاله تناقضهاى عجيبى افتادهاند- و عجيبتر از همه اينكه قول بثبوت اختيار را- مستلزم انكار عليت و معلوليت- و قول باتفاق دانسته- و اعتقاد به جبر را مستلزم انكار صانع واجب- و انكار اول راه خطا پيمودهاند- يا آنكه به قسمتى از مطلب توجه كرده- و جميع اطراف و جوانب مطلب را در نظر نگرفته- يا نتوانستهاند در نظر بگيرند- .
و چون اين مسئله علاوه بر جنبه نظرى- داراى جنبه عملى نيز هست- زيرا چنانكه ميدانيم لازمه جبر- خارج شدن از زير بار تكليف و مسئوليت- و بى اثر دانستن تربيت و اخلاق- و در نتيجه لا قيدى و تنبلى و انحطاط- و بيچارگى است- و كمتر فكرى است كه به اندازه فكر جبر- زيانهاى عملى و اخلاقى در بر داشته باشد- و بسا اشخاصى پيدا مىشوند- كه براى آنكه فلسفهاى براى اعمال زشت خويش پيدا كنند- به نظريه جبر متمسك مىشوند- لهذا ما تفصيلا وارد اين مبحث مىشويم- و سعى مىكنيم با طرز بديع و بى سابقهاى- اين مطلب را به خواننده محترم تحويل دهيم- .
مجموع راههائى را- كه بشر در مسئله جبر و اختيار پيش گرفته- مىتوان اينطور خلاصه كرد- .
صدور افعال انسان از انسان ضرورى و جبرى است- و هيچگونه اختيار و آزادى براى انسان در كار نيست- و هيچگونه تكليف و مسؤوليتى هم براى انسان صحيح نيست- .
جبريون مطلق- كسانى كه در هر دورهاى كما بيش پيدا مىشوند- و مكتب مشخصى ندارند- .
صدور افعال انسان از انسان جبرى است- و هيچگونه اختيار و آزادى در كار نيست- ولى در عين حال تكليف و مسؤوليت صحيح است- .
ماديين جديد- .
هيچگونه ضرورت- و وجوبى در كار جهان حكمفرما نيست- و در نتيجه بر افعال انسان نيز ضرورتى حكمفرما نيست- عليت و معلوليت و همچنين ضرورت