اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣ - مقاله هفتم
قسمت اخير يعنى بيان اختلاف علوم- از لحاظ روش و اسلوب فكرى- و تعيين اينكه در فلان علم- از چه روش و اسلوبى بايد استفاده كرد- تا به نتيجه مطلوب رسيد- مهمترين تنبه و توجهى است- كه اين دانشمندان در اين زمينه پيدا كردهاند- و به عقيده اين دانشمندان- از آن روزى كه روشهاى علوم شناخته شد- راه پيشروى و تكامل باز شد- و علت اصلى ركود و توقف علم در قديم- همانا نشناختن متود و طرز تفكر صحيحى است- كه در هر علم لازم است- مثل آنكه در مواردى كه- بايد از طرز تفكر تجربى استفاده شود- با طرز تفكر تعقلى و استنتاجى- مىخواستهاند به نتيجه برسند- .
بهر حال اين قسمت به قدرى توسعه پيدا كرد- كه ساير قسمتها را تحت الشعاع قرار داد- و با الحاق ساير قسمتها كه در بالا اشاره شد- علم جديدى بوجود آمد- كه همه بنام روش شناسى يا متودولوژى خوانده مىشود- به عقيده اين دانشمندان- فائده شناختن روشهاى علوم- از لحاظ صحيح فكر كردن كه غايت و نتيجه منطق است- از منطق ارسطو كه بيشتر متوجه اشكال و صور- و هيئت و ترتيب افكار و معقولات است- بدرجاتى بيشتر است- و از اينرو دانشمندان منطق را بدو قسمت تقسيم كردهاند- منطق صورى كه همان منطق ارسطوئى است- و متودولوژى كه متضمن تقسيمات علوم- و تعريفات و موضوعات و فوائد و روشها- و اصول متعارفه و موضوعه آنها است- .
بديهى است كه استقصاء بحث- در آنچه امروز بصورت فنى مستقل و دامنه دار در آمده- ربطى به مباحث مورد نياز ما- كه در اين سلسله مقالات فلسفى طرح شده ندارد- ولى آنچه از آن قسمتها كه تماسى با فلسفه دارد- و به طورى است كه ممكن است- اگر ما نظريه خود را در باره آنها بيان نكنيم- در ذهن خواننده محترم شبهات و اشكالاتى باقى بگذارد- ناچاريم بيان كنيم- .
خصوصا آنكه بعضى از قسمتها- كه در همين مقدمه خواهد آمد- تا آنجا كه ما اطلاع داريم- در اطراف آنها تا كنون تحقيقى نشده است- .
در مقاله ١ تعريف فلسفه و موضوع و فائده آن بيان شد- و در مقاله ٥ در باره صحت روش تعقلى- كه مورد استفاده فلسفه است بحث شد- در مقدمه اين مقاله بمناسبت اينكه- همانطوريه قبلا اشاره شد- مسائل مطروحه اين مقاله پايه و اساس ساير مسائل فلسفى است- و از لحاظ صناعى به منزله آغاز فلسفه محسوب مىشود- به ساير قسمتهاى لازم مىپردازيم كه شامل مطالب ذيل است- ١-تمايز علوم- .
٢-موضوع چيست- .
٣-نقطههاى اتكاء مسائل علوم- يا مبادى تصوريه و تصديقيه- .