اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٥ - اشكال دوم
مركب است- و مركب با انعدام بعض از اجزاء نابود مىشود- پس هيچگاه همراه بودن وجود علت با تمام اجزاء- با وجود معلول لازم نيست- چنانكه نوزاد انسانى- تنها حاجت و نيازى كه بوجود پدر و مادر دارد- در زائيده شدن است و بس- و پس از زائيده شدن ديگر نيازى در ميان نيست- .
ج ماديين طرفدار- عدم نيازمندى معلول بعلت در بقاء هستند- و ما بعدا در محل ديگرى كه مناسبتى پيش آيد- گفتار آنها را نقل و انتقاد خواهيم كرد- .
و عدهاى از متكلمين نيز همين عقيده را دارند- ولى محققين فلاسفه- عموما طرفدار نيازمندى معلول بعلت در بقاء هستند- و هر دستهاى طبق مشرب و مسلك خود- برهان يا براهينى اقامه كردهاند- و برخى از آن براهين- در عين اينكه طرفداران اصالت وجود بانها اعتماد كردهاند- بوى اصالت ماهيت مىدهد- و ما براى دورى جستن از اطاله از بحث- و انتقاد در آن براهين صرف نظر مىكنيم- و چنين گمان مىكنيم كه آنچه در بالا گفته شد- بهترين و سادهترين راهى است- كه تا كنون بيان شده است- و بهر حال اين مطلب- از مهمترين مسائلى است در مباحث الهيات- كه در مقاله ١٤ خواهد آمد مورد استفاده قرار مىگيرد- .
د علت در اصطلاحات فلسفى- غالبا به همان معنا اطلاق مىشود- كه در بالا تعريف شد يعنى وجود دهنده شىء- ولى گاهى بمعنائى اعم از اين معنا اطلاق مىشود- و آن عبارت است از مطلق چيزهايى كه- شىء در وجود يافتن خود محتاج بانها است- اگر علت را بمعناى اعم اطلاق كنيم- شامل معدات و شرائط وجود شىء نيز مىشود- همانطورى كه اگر معلول مركب باشد- شامل اجزاء تشكيل دهنده واقعيت وى نيز هست- چنانكه اگر قائل بعلت غائى باشيم شامل آن نيز هست- زيرا درباره هر يك از شرائط و معدات- و همچنين درباره غايت- و همچنين درباره هر يك از اجزاء تشكيل دهنده واقعيت شىء- صادق است كه گفته شود- وجود شىء محتاج به آنها است- ولى تعريف اولى كه عنوان وجود دهندگى در آن- اعتبار شده بر شرائط و معدات- و همچنين بر غايت و بر اجزاء تشكيل دهنده- واقعيت شىء صادق نيست- بلكه تنها بر آن چيزى صادق است- كه اصطلاحا علت فاعلى خوانده مىشود- اينكه در بالا گفته شد- كه معلول حدوثا و بقاء نيازمند بعلت است- همان علت فاعلى در نظر گرفته شده- و برهانى كه در بالا اقامه شد همان طورى كه واضح است- تنها شامل علت فاعلى است- و اين برهان شامل