اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٣ - ضرورت و امكان
ضرورت و امكان
در مقاله گذشته بثبوت رسانيديم- كه واقعيت هستى هر مهيتى هرگز نابود نمىشود- با حفظ وحدت شرايط در هر دو حال- و بعبارت ديگر هر ماهيت اگر چه نظر بذات خودش- ميتواند بهر يك از وجود و عدم متصف شود- مثلا انسانيت انسان مىشود موجود شود- و مىشود معدوم شود- ولى واقعيت هستى يك ماهيت- هرگز نمىتواند(١)مقابل خودش را- كه ارتفاع واقعيت است بپذيرد- و واقعيت وى لا واقعيت (١)اينكه واقعيت هستى نمىتواند مقابل خود را- كه نيستى است بپذيرد- و واقعيت لا واقعيت شود خاصيت تمام وجودات است- از واجب و ممكن و جوهر و عرض- و اين همان است كه در آخر مقاله ٧- باين عنوان بيان شد- موجود معدوم نمىشود- و در مقدمه اين مقاله توضيح كافى درباره آن داده شد- و چنانكه در آن مقدمه كاملا توضيح داديم- اين نحو از ضرورت ذاتى وجودات- نه مستلزم نفى مخلوقيت و معلوليت آنها- و نه مستلزم ازلى و ابدى بودن آنها است- زيرا اين نحو از ضرورت ذاتى وجود- از نوع ضرورت ذاتى منطقى است- كه در مقدمه شرح داده شد- كه هم با وجوب ذاتى- و هم با وجوب غيرى فلسفى قابل جمع است- .
اين نحو از ضرورت ذاتى در وجودات- مبنى بر اصالت وجود است- يعنى بنا بر اصالت ماهيت- اين نحو از ضرورت معنا ندارد- .
تفكيك اين نحو ضرورتى ذاتى در وجود- از ضرورت ذاتى فلسفى- و اينكه لازمه اين نحو ضرورت نه ازلى- و ابدى بودن وجودات است- و نه واجب الوجود بودن آنها از مسائل دقيقهايست- كه بر غالب حكما و فلاسفه مخفى مانده است- و چنانكه قبلا بيان كرديم- عرفا استدلال خويش را- مبنى بر مساوى