روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
در شكاف نباشد بل بر روى زمين مىرود.در خبرى ديگر آمد كه:نخل بهشت را عروقش از سيم باشد و شاخش از زر و برگهاى او حلّهها باشد و ميوۀ او از انواع درّ و جواهر باشد،به طعم از انگبين شيرينتر و نرمتر از زبده [١]در او هيچ استخوان نباشد.
ابو سعيد خدرىّ روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه گفت:شب معراج كه مرا بر آسمان بردند،درختان نار ديدم بر او هر نارى چند [٢]پوست شترى [٣]مقتّب، و مرغان او چون شتران بختى.كنيزكى را ديدم،گفتم [٤]:تو كه رايى [٥]؟گفت:زيد حارثه را [٦].زيد را بشارت دادم به آن.و در بهشت چيزها ديدم كه چشمها ديده نيست [٧]و گوشها شنيده نيست [٨]و بر خاطر هيچ آدمى گذشته نيست [٩]. فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
فِيهِنَّ خَيْرٰاتٌ حِسٰانٌ ،كسائي گفت:خداى تعالى دو بهشت بگفت و دوديگر گفت [١٠]،آنگه جمع كرد هر چهار را،گفت [١١]:در آن بهشتها زنانى باشند خيرات،و هى [١٢]جمع خيرة.جملۀ قرّاء[١٢١-ر]به تخفيف خواندند.ابو رجاء العطاردىّ در شاذّ«خيّرات»خواند به تشديد«يا»،و آن دو لغت است مثل:سيد و سيّد و هين و هيّن و لين و ليّن.
امّ سلمه-رضى اللّه عنها-گفت:رسول را-عليه السلام-پرسيدم كه «خيرات حسان»چه باشد؟گفت:
خيرات الأخلاق حسان الوجوه؛ نكوخوى [١٣]
[١] .آد،گا:و از روغن نرمتر؛كا:و نرمتر از كره.
[٢] .آد،گا:چندانك.
[٣] .كا:اشترى.
[٤] .آد،كا+اى كنيزك؛گا+يا كنيزك.
[٥] .اساس،آد،كا:كرايى/كه رايى.
[٦] .آد،كا،گا+پس.
[٧] .آد،گا:چشمها نديده.
[٨] .آد،گا:گوشها نشنيده.
[٩] .آد،گا:آدمى نگذشته.
[١٠] .اساس:گفتند؛كا:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .آد،كا،گا+فيهنّ.
[١٢] .كا:ندارد.
[١٣] .آد،كا:نيكو.