روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٨ - ترجمه
وَ مِنْ دُونِهِمٰا جَنَّتٰانِ ،گفت برون آن [١]دو بهشت ديگر باشد.در معنى«دون» خلاف كردند،عبد اللّه عبّاس گفت:مراد آن است كه زير آن در درج،ابن زيد گفت:من دونهما فى الفضل يعنى كم از آن باشد.ابن جريج[گفت] [٢]چهار بستان است:دو بهشت سابقان [٣]مقرّبان راست كه در او از هر ميوه دو لون باشد،و دو بستان ديگر اصحاب اليمين و تابعان را كه در او ميوه و نار [٤]و خرما باشد.فضل بن يحيى گفت:به«دون»غير خواست[١٢٠-ر]يعنى جز آن دوديگر [٥]باشد؛كسائى گفت:امامهما؛در پيش آن دو [٦]بستان دگر باشد.دگر باشد.قال الشّاعر:
يرى [٧]قائم من دونها ما ورائها
و قال آخر:
و فلاة من دونها [٨]تحرس السف
...رو ميل يفضي [٩]الى اميال
و ضحّاك گفت:دوم فزون اوّل باشد در منزلت،چه اوّل او [١٠]زر و سيم باشد، و دوم از ياقوت و زمرّد.
مُدْهٰامَّتٰانِ ،يعنى از بسيارى آب كه خورده باشد سبزى سبز [١١]شده باشد جنان كه با سياهى زند و كشت و گياه چون سير آب باشد اين رنگ دارد.يقال:
ادهامّ الزّرع ادهيماما،فهو مدهامّ و الجنّة مدهامّة و الجنّتان مدهامّتان.و مثله فى المعنى قول ذى الرمّة:
كسا الاكم منها غضّة حبشية
گياه آن بيشه را حبشى خواند از اين معنى.و گفتند:مدهامتان،ملتفّتان [١٢]؛
[١] .آد:دون آن دو بهشت.
[٢] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٣] .آد،گا+و.
[٤] .كا:انار.
[٥] .آد+دو.
[٧] [٦] .آد،كا،گا:يرى.
[٨] .آج:من دونهما.
[٩] .آج،كا:يقضى.
[١٠] .آد،كا،گا:از.
[١١] .آد،گا:سبز سبز.
[١٢] .آج،كا:ملتقتان.