روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
قوله: فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ ،حسن بصرى گفت و ربيع و ابن زيد:معنى آن است كه فاوحى [١]جبريل الى رسول اللّه ما اوحى[اليه] [٢]ربه؛جبريل وحى كرد به محمّد آنچه خداى با او [٣]وحى كرده بود و در او هيچ خيانت و زيادت و نقصان نكرده بود.سعيد جبير گفت وحى اين بود كه گفت: أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوىٰ [٤]،تا آخر سوره [٥]،و روى الى قوله: وَ رَفَعْنٰا لَكَ ذِكْرَكَ [٦].گفت [٧]وحى آن بود كه او را گفت بهشت حرام است بر پيغامبران تا تو در شوى و [٨]بر اوصيا تا وصىّ تو در شود [٩].
بيشتر محقّقان گفتند:اين براى ابهام بر مخاطب گفت تفخيما لذلك و تعظيما له،يعنى بيش از آن است كه آن را شرح توان گفتن.و مثله قوله: فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مٰا غَشِيَهُمْ [١٠]،ابو الحسين [١١]نورى را پرسيدند از اين آيت،گفت:آنكه داند؟ بين المحبّين سرّ ليس يحكيه خطّ و لا قلم عنه فيفشيه [١٢]
سرّ يمازجه انس يقابله [١٣]نور تحيّر في بحر من التّيه
و گفتند اين مجمل [١٤]و بيان او در جايهاى [١٥]ديگر بگفت،و در تفسير [٧٣-ر]اهل البيت بگفت كه حقتعالى شب معراج تقرير امامت اميرالمؤمنين على كرد با رسول.و معنى آن است كه فاوحى الى عبده[فى علىّ] [١٦]ما اوحى،
[١] .آج،آد:آن است كه اوحى.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:به او.
[٤] .سورۀ ضحى(٩٣)آيۀ ٦.
[٥] .آد:الى آخر السّورة.
[٦] .سورۀ انشراح(٩٤)آيۀ ٤.
[٧] .آج،كا،گا:گفتند؛آد:بعضى دگر گفتند.
[٨] .آد،گا+حرام است.
[٩] .آد،گا+يعنى اميرالمؤمنين على-عليه السلام-و بر امتان ديگر حرام است تا امت تو در او شوند.
[١٠] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٧٨.
[١١] .اساس:ابو الحسين،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .آج،كا:فيفشه؛آد:ان ليس يفشيه:گا:ان ليس يغشيه؛شعرانى(٣٣٨/١٠):للخلق يغشيه.
[١٣] .آج:تقابله.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+است.
[١٥] .آج:جاى؛آد،كا،گا:جايگاه.
[١٦] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.