روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
شقيق بن سلمه و سعيد جبير [١]و عطاء و ابو اسحاق الهمدانىّ گفتند:قاب قوسين،اى قدر ذراعين.و القوس؛الذّراع،لأنّه [٢]يقاس بها كلّ شىء و يذرع،و ذراع را قوس خوانند براى آنكه چيزها به او [٣]پيمايند و قياس كنند و اين لغت بعضى اهل حجاز است. أَوْ أَدْنىٰ ،قيل:بل ادنى؛بل نزديكتر.و قيل:و ادنى؛و نزديكتر.
و بعضى محقّقان گفتند براى آن«او»گفت كه آنجا حدّى محصور [٤]نبود.ابو العبّاس عطّار را گفتند:چه معنى دارد اين آيت؟گفت:چگونه[٧٢-پ]وصف كنم مقامى را كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل از[آن] [٥]دور بودند [٦]و جز محمّد-عليه السلام -نبود و خداى تعالى.كسايى گفت:يك كمان خواست،چنان كه شاعر گفت:
و مهمهين قذفين [٧]مرتين
ظهراهما مثل ظهور الترسين
جبتهما بالنعت لا بالنعتين
[٨]
بعضى ديگر گفتند: فَتَدَلّٰى ،اى فدلّل من الدلال [٩]؛ناز كرد كقولهم تظنّنت [١٠]و تقضّى البازى و املّ الشيء و أملى و خرجنا نتلعّى،اى نتلعّع،اى نأخذ [١١]اللعاع [١٢].
[١] .آج:سعد بن عمير.
[٢] .آج+لا.
[٣] .آج:به آن.
[٤] .آد،كا،گا+محقّق.
[٥] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٦] .آد،گا+و در نگنجيدند.
[٧] .كا:مدوين.
[٨] .اين شعر در نسخهها و منابع ديگر مغشوش است از لسان العرب(مادۀ مهمهين)نقل شد.تنها مصرع اول در همۀ نسخهها به همينگونه است.مصراع دوم در هيچ نسخهاى وجود ندارد.مصرع دوم در اساس و آج هست:قطيعه بالام لا بالهنين؛آد،گا:قطعته با لام لا باليمينين؛كا:قطعته با لام لا بالامنين.در لسان العرب شعر به مجاشعى منسوب است.
[٩] .اساس:الادلال،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .اساس و آج:نقطه ندارد؛به آد،گا:تظييت.
[١١] .كا:يأخذ.
[١٢] .اساس و آج:اللعاج خوانده مىشود،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.