روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٢ - ترجمه
پيغامبران.عبد اللّه عبّاس گفت:«ذو مرّة»أى ذو منظر حسن،قتاده گفت:ذو خلق طويل؛خداوند بالا دراز بود. فَاسْتَوىٰ ،يعنى تمام خلق بود و نكوصورت و تمام بالا.
وَ هُوَ ،يعنى محمّد-صلى الله عليه و آله و سلّم [١]. بِالْأُفُقِ الْأَعْلىٰ ؛به افق اعلى بود.بر اين وجه«واو»حال باشد،و گفتند:«واو»عطف است و معنى آنكه فاستوى جبرئيل و محمّد بالافق الاعلى،ايشان در اين جايگاه راست بودند، يعنى با يكديگر در يك مقام و يكمرتبه بودند،الا آن است كه عرب چون خواهد كه عطف كند در مثل اين جايگاه ضمير بازآرند [٢]،لا يكادون يقولون فلان استوى و فلان،حتّى يقولوا استوى هو و فلان،قال اللّه تعالى: إِنَّهُ يَرٰاكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ [٣]،و در اين آيت ضمير نيست،و مثله قوله: أَ إِذٰا كُنّٰا تُرٰاباً وَ آبٰاؤُنٰا [٤]،عطف كرد و«نحن»نياورد،و مثله قول الشّاعر:
أ لم[تر] [٥]أنّ النّبع يصلب [٦]عوده
و لا [٧]يستوي و الخروع [٨]المتقصّف
و نگفت:و لا يستوي [٩]هو،و اين حديث شب معراج است.مفسّران گفتند:اين«افق اعلى»،اقصاى دنياست به نزديك مطلع آفتاب در آسمان.قتاده گفت:افق أعلى آنجاست كه روز از او پديد آيد،و گفتند: فَاسْتَوىٰ ،معنى آن است كه راست شد جبرئيل برآن صورت كه خداى تعالى او را آفريده بود براى آنكه جبرئيل-عليه السلام-چون بر [١٠]رسول آمدى بر صورت مردى آمدى.
[١] .اساس+و انا،با توجّه به فحواى كلام زائد مىنمايد.
[٢] .آد،كا،گا:ضمير با او آوردند.
[٣] .سوره اعراف(٧)آيۀ ٢٧.
[٤] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٦٧.
[٥] .اساس،آج:ندارد؛با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .اساس:و صلب،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج:فلا.
[٨] .اساس:لا تستوى،با توجّه ب كا تصحيح شد.
[٩] .اساس:و الجزع،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:به.