روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
اعرج خواند،به فتح النون و الرّاى.كسايى گفت:اين لغت تميم است حمزه و كسايى و خلف خواندند:سيفرغ به فتح«يا»و ضمّ«را»على اضافة الفعل الى اللّه تعالى على الخبر عن المغايبة [١]،با شما پردازد خداى تعالى،و باقى قرّاء به«نون» مفتوح و ضمّ«را»على اخبار اللّه عن نفسه.و قرائت كوفيان بر سياق اين است من قوله يَسْئَلُهُ و قوله هُوَ فِي شَأْنٍ ،آنگه در معنى او خلاف كردند:بعضى گفتند،معنى تهديد و وعيد است چنان كه يكى از ما گويد در شاهد:با تو [٢]پردازم يعنى از تو مشغولم و به عقوبت نمىرسم [٣]تأخير عقوبت تو نه براى آن است كه تو مستحقّ نئى آنگه هم بر اين وجه از استعمال خداى تعالى بگفت بر توسّع و اگرچه شغل بر او روا نيست و قائل گويد غيرى را:لأفرغنّ لك؛با تو پردازم و اگرچه مشغول نباشد.
و اين لفظ در تازى و پارسى متداول است.در تازيان [٤]جرير بن خطفى گفت:
و لمّا اتّقى القين [٥]العراقىّ باسته [٦]
فرغت الى العبد المقيّد فى الحجل [٧]
اى[١١٤-ر]قصدت [٨]له بسوء و در پارسيان گفتند [٩]:
صبر است مرا[١١٣-پ]تا به تو [١٠]پردازم باش.
اين قول عبد اللّه عبّاس است و ضحّاك،بعضى دگر گفتند:معنى آن است كه پس از ترك و امهال بر كار شما اقبال كنم چنان كه قائل گويد:فرغت لي و فرغت لشتمي يعنى اخذت فيه.بعضى دگر گفتند اين وعد است و هم وعيد،وعد
[١] .آد،گا:على وجه يعنى.
[٢] .آج:تا به تو.
[٣] .آد،گا:و به تو نمىرسم،حاليا كه عقوبت كنم.
[٤] .آد،كا،گا:از تازيان.
[٥] .اساس و آج:العين خوانده مىشود،با توجه به آد و لسان العرب(مادۀ فرغ)تصحيح شد.
[٦] .اساس و همۀ نسخه بدلها:رأسه،با توجه به مأخذ شعرى و ضبط لسان(مادۀ فرغ)تصحيح شد.
[٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:بالعجل؛با توجه به ضبط لسان(مادۀ فرغ)تصحيح شد.
[٨] .اساس:قصد،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .آد،گا،كا:و از ارسيان شاعرى گفت.
[١٠] .اساس،آج:با تو،كه با توجّه به وزن شعر و و ضبط آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.