روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
امير مرا يك امروز [١]مهلت ده.گفت:دادم.وزير با خانه آمد دلتنگ،در جملۀ غلامان غلامى داشت سياه گفت:يا مولايى چرا دلتنگى؟گفت:تو را ازآنچه [٢]؟ و زجر كرد او را.گفت:يا مولايى،بگوى [٣]باشد كه خداى تعالى اين فرج بر دست من سهل كند.گفت:چنين حالى [٤]است.گفت:برو و امير را بگوى مرا غلامى سياه است تفسير اين آيت مىداند.وزير برفت و بگفت.امير گفت:
غلام را حاضر كن [٥].حاضر كردند.گفت:يا امير شأن خداى آن است كه:يولج الليل في النهار و يولج النهار فى الليل و يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى،و يشفي سقيما و يسقم سليما و يبتلي معافى و يعافي مبتلى و يعزّ ذليلا و يذلّ عزيزا و يفقر غنيّا و يغني فقيرا،گفت شأن او آن است كه شب برد و روز آرد و روز برد و شب آرد و بميراند و زنده كند و بيمارى [٦]را شفا دهد و تندرستى [٧]را بيمارى دهد و عافيت دهد و ابتلا كند و عزيز كند[١١٣-ر]و ذليل كند و درويشى دهد و توانگرى دهد.امير گفت:احسنت يا غلام!آنگه بفرمود تا جامۀ وزير بيرون كنند و در غلام پوشند.و غلام را به جاى خواجه بنشانيد.غلام گفت [٨]:
يا مولاى هذا [٩]من شأن اللّه؛اين هم از شأن خداست و«شأن»كارى بود كه آن را قدر و منزلتى بود. فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ، سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلاٰنِ ،آنگه تهديد به حد رسانيد گفت:من با شما پردازم اى جنّ و انس.در قرائت عبد اللّه مسعود چنين است:و انّي سأفرغ اليكم.و اعمش خواند:سيفرغ،على الفعل المجهول.
[١] .آد،گا:يك روز.
[٢] .آد،گا:چيست؟
[٣] .آج،آد،گا+كه.
[٤] .كا:حالت.
[٥] .آج:كنيد غلام را.
[٦] .آد،گا:بيماران.
[٧] .آد،گا:تندرستان.
[٨] .آد،گا:جامۀ خواجۀ او بيرون كرد و در غلام پوشانيد و از آن غلام در خواجه پوشيد و غلام را بنشاند و خواجه را بر پاى بداشت،غلام در خواجه نگاه كرد و گفت.
[٩] .آد+ايضا.