روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٥ - ترجمه
إِنّٰا مُرْسِلُوا النّٰاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ ،گفت:ما بوديم كه ناقه را بيرون آورديم از كنارۀ آن كوه كه ايشان خواستند براى فتنه و امتحان باشد [١]. فَارْتَقِبْهُمْ ؛مراقبت كن ايشان را و نگاه دار و گوش دار، وَ اصْطَبِرْ ؛و صبر كن به رنج و گفتار ايشان و تعجيل مكن تا فرمان من بديشان رسد.و«اصطبر»افتعل باشد من الصبر،و [اصل] [٢]اصتبر بوده است،«تا»را«طا»كردند تا حرف از [٣]حروف اطباق باشد مناسب بود،چه«صاد»با«تا»نسبت ندارد،دشخوار است گفتن«تا»عقيب «صاد».
وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمٰاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ،گفت:خبر ده ايشان را كه آب از ميان ايشان به قسمت است با ناقه.يك روز آب ايشان را بود و يك روز ناقه را.آن روز كه ايشان را [٤]نباشد،ناقه [٥]ايشان را به بدل آب شير بدهد [٦].پس ناقه يك روز بيامدى و جملۀ آب بازخوردى،و بر دگر [٧]روز آب ايشان را بودى،و ناقه امروز كه [٨]آب بخوردى عوض [٩]شير بدادى،براى اين بَيْنَهُمْ گفت با [١٠]آنكه ناقه با ايشان است،لتغليب العقلاء. كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ،أى[٩٧-ر]كلّ نصيب،و«شرب» نصيب باشد و«محتضر»مفتعل باشد از حضور،يعنى روز نوبت،ايشان [١١]،به آب حاضر آمدندى و روز نوبت ناقه،ناقه حاضر آمدى.
[١] .آد،كا،گا:ايشان.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .كا:تا حروف آن.
[٤] .آج و همۀ نسخه بدلها+آب.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:او.
[٦] .آج:او به بدل آب چنان كه آب خورده باشد،شير به ايشان دهد؛كا:به بدل آب چندان كه آب خورده باشد شير به ايشان دهد.
[٧] .كا:با ديگر.
[٨] .آج،كا:اين روز؛آد:آن روز.
[٩] .آد،كا:به عوض آن.
[١٠] .آج:از.
[١١] .آد،كا،گا+ايشان.