روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٧ - ترجمه
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ [٩٧-پ]،آنگه گفت:قوم لوط تكذيب كردند به انذار و دروغ داشتند وحى پيغامبران را.
إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ حٰاصِباً ؛ما بفرستاديم بر ايشان بادى سخت كه سنگريزه بر ايشان مىريخت و سنگهاى بزرگ مىآورد.
بعضى دگر گفتند:حاصب خود سنگ باشد.ضحّاك گفت:حاصب صغار الحصى [١]باشد،بعضى دگر گفتند:حاصب و حصب و حصباء سنگى باشد [٢]كه همه دستى به او پر نشود و محصّب آن جايگاه را خوانند كه در او سنگ اندازند از منى،و منه قول الشّافعىّ:
يا راكبا قف بالمحصّب من منى
و اهتف بقاعد خيفها فالنّاهض
و منه قول عمر لاهل المدينة:حصّبوا المسجد،أى صبّوا فيه الحصباء [٣]و هو الحصى.آنگه استثناء كرد گفت: إِلاّٰ آلَ لُوطٍ ،يعنى آنان كه به او ايمان داشتند و اهل دين او بودند از امّت او. نَجَّيْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ ؛كه ما ايشان را برهانيديم در وقت سحر.أخفش گفت:براى آن صرف كرد سحر را كه نكره است،أراد سحرا من الأسحار،و اگر سحر آن شب خواستى صرف نكردى،گفتى:«بسحر»،چنان كه گفت اِهْبِطُوا مِصْراً [٤]،أى من الامصار و لو أراد مصرا معيّنا لقال مصر.
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا ،نصب او بر مفعول له است براى نعمت من برايشان.
كَذٰلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ ؛چنين جزا كنيم آن را كه شاكر باشد و شكر نعمت ما كند و ايمان آرد و طاعت به جاى آرد،و نعمت آن بود كه دشمنان ايشان را هلاك كرد و ايشان را برهانيد.
وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا ،يعنى لوط-عليه السلام-بترسانيد[٩٨-ر]ايشان را،يعنى قوم خود را از عذاب و هلاك [٥]ما و گرفتن سخت [٦]،و«بطش»گرفتن
[١] .كا:حاصب سنگريزه.
[٢] .آد،گا+بزرگ.
[٣] .آد،كا،گا:الحصباء.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٦١.
[٥] .گا:اهلاك.
[٦] .آد،كا،گا+ما.