روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
ذكروا اللّه فانتهوا.
و شهر بن حوشب روايت كرد از ابو هريره كه او گفت يك روز رسول -عليه السلام-در مسجد آمد و اصحاب را گفت:
فيم انتم؛ شما در چهكاريد؟ گفتند:نتفكّر فى اللّه؛در خداى انديشه مىكنيم گفت:
تفكّروا [١]فى الخلق و لا تتفكّروا فى الخالق فانّ التّفكر [٢]لا يحيط به ،گفت تفكّر در خلق كنى در خداى تفكّر مكنى كه فكرت به او نرسد.خداى تعالى هفت آسمان بيافريد ثخانت [٣]هر آسمانى پانصدساله راه و از آسمانى تا آسمانى پانصدساله راه،و هفت زمين همچنين.و در آسمان هفتم او را دريايى است عمقش چندان كه از زير هفت [٤]زمين[٨٤- پ]تا به بالاى هفت [٥]آسمان [٦]،خداى را در آن دريا فرشته است [٧]كه آن آب تا به كعبش [٨]بيش نيست.
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكىٰ ؛و او آن خداست كه بخنداند و بگرياند،بعضى گفتند خنده و گريۀ حقيقى خواست.گفت آن را كه خواهد از خلقان بخنداند آن را كه خواهد بگرياند [٩]،به آنكه اسبابش بكند و پديد آرد و فعل سبب و فاعل مسبّب باشد و سبب او سرور و حزن باشد چنان كه گويند:اضحكى [١٠]فلان و ابكانى چو چو سببش بكند يا سببى كه عند آن ضحك و بكاء حاصل آيد.و اين مذهب حسين بصرى است كه [١١]خنده و گريه فعل خداست،و عطاء بن مسلم هم اين گفت كه اضحك و ابكى اى،افرح و احزن.آنگه گفت:فرح
[١] .اساس،آج:تتفكّروا،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آد،كا،گا:فانّ الفكر.
[٣] .آج:ضخامت؛آد،كا:منبرى.
[٥] [٤] .آد،كا،گا:هفتام.
[٦] .آد،كا گا+و.
[٧] .همۀ نسخهها:فرشتهاى است.
[٨] .آد،كا،گا:آبش تا به كعب.
[٩] .آد،كا،گا+يعنى.
[١٠] .اساس:اضحك،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .كا+گفت.