روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
جلب [١]خنده كند و حزب جلب [٢]گريه [٣]و اين[بر] [٤]اطلاق چنين نيست،آنچه از آن بتكلّف بود و بتذكّر سبب از جهت ما،فعل ما باشد.و آن آن است كه از آن نهى كرد و به آن امر كرد،فى قوله: فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً [٥]،و اگر هيچ وجه [٦]مقدور ما نبودى امرونهى به او تعلّق نداشتى.حوالت [٧]اين فعل به او كرد فى قوله: أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ؛ وَ تَضْحَكُونَ وَ لاٰ تَبْكُونَ [٨]،و في قوله:
فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفّٰارِ يَضْحَكُونَ [٩] ،و حقيقت خنده تفتّحى [١٠]و گشادگى باشد در طرائق [١١]روى،عند [١٢]عجبى كه پديد آيد يا سرورى كه در دل آيد.و گريه جريان آب چشم بود بر روى از غمى كه در دل پديد آيد،و گفته[اند] [١٣]:
باشد كه از فرط سرور گريه آيد چنان كه گفت [١٤]:
و من السّرور بكاء
امّا نوعى باشد از او كه آدمى به آن ملجأ باشد و از خويشتن دفع نتواند [٨٥-پ]كردن [١٥].و آنچنان بود كه كارى عجيب بيند يا كلمۀ غريب از اين معنى بشنود خنده بر او غالب شود [١٦]چنان كه دفع نتواند كرد از خود و همچنين گريه چون سببى پديد آيد و حزنى و مصيبتى به حزن [١٧]مرد مالك نباشد كه گريه دفع كند،گفتند آن را [١٨]به خداى حوالت نشايد كردن [١٩].و بعضى دگر گفتند اين
[٢] [١] .آد،گا:جذب.
[٣] .كا:«فرح»خنده آرد و«حزن»گريه.
[٤] .اساس:ندارد،از آج آورده شد.
[٥] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٨٢.
[٦] .آد،كا،گا:بههيچوجه.
[٧] .آد،كا،گا:و نيز حواله.
[٨] .سورۀ نجم(٥٣)آيات ٦٠-٥٩.
[٩] .سورۀ مطفّفين(٨٣)آيۀ ٣٤.
[١٠] .آد،گا:تفتّح.
[١١] .كذا در اساس،كا؛آج:ظرايف؛آد،گا:طرائف.
[١٢] .آد،كا،گا:نزد.
[١٣] .اساس:ندارد؛آج:گفتند،از آد،افزوده شد.
[١٤] .كا:چنان كه شاعر گويد.
[١٥] .آد،كا،گا:كرد.
[١٦] .آد،گا:او را خنده آيد.
[١٧] .آج،كا:محزن.
[١٨] .آد:او را.
[١٩] .كا:شايد كردند؛گا:شايد كردن.