روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
[٧٣-ر]لفظ قرآن وجه [١]رؤيت است چون به دل معلّق [٢]است جز علم نباشد،كه ادراك به دل نكنند به چشم كنند [٣].و چند راوى از اصحاب رسول روايت كردند كه رسول را-عليه السلام-پرسيدند [٤]كه شب معراج خداى را ديدى؟گفت:
رأيته بفؤادي و لم اره بعيني [٥]. عبد اللّه بن شقيق گفت:من أبو ذر را گفتم اگر من رسول را دريافتمى از او چيزها پرسيد مىگفت:چه پرسيدى؟گفتم [٦]:اوّل پرسيدمى كه [٧]خداى را ديد يا نديد؟گفت:من پرسيدم گفت به دل ديدم به چشم نديدم، به چشم نورى ديدم.و قوله مٰا رَأىٰ حمل كردن [٨]بر عموم اولىتر باشد كه هرچه ديد از آلاء و نعماء و عجايب و عبر [٩]از خلق آسمان و زمين و انواع فرشتگان و انواع نعمت و بهشت و دوزخ و هرچه آن شب ديد تا شامل باشد آنهمه را.شعبى گفت كه مسروق گفت عائشه را گفتم: [١٠]رسول-عليه السلام- خداى را ديد هرگز؟گفت:متغيّر شد.گفت:سخنى گفتى كه موى بر اندام من برخاست [١١].من گفتم:پس چيست اين كه در قرآن مىگويد؟گفت:كجا گفت [١٢]؟گفتم:در سورۀ و النجم گفت:بخوان.من بخواندم تا با آنجا [١٣]رسيدم.
گفت:رويدا؛ساكن باش،اين يذهب [١٤]بك؟تو را به كدام راه بردهاند و تو چه گمان بردهاى!انّما راى جبرئيل فى صورته؛او جبرئيل را ديد در صورت خود.
آنگه گفت:هركه تو را گويد محمّد خداى را ديد دروغ گويد چه خداى تعالى
[١] .آد:لفظ قرآن و خبر بر لفظ؛كا:لفظ قرآن و خبر بر؛گا:لفظ قرآن و خبر به.
[٢] .آج،آد،گا:متعلّق.
[٣] .آد،به دل كنند و به چشم نكنند.
[٤] .كا:كه از او.
[٥] .گا:بعينه؛آد،گا،كا+به دل ديدم به چشم نديدم.
[٦] .آج:گفت.
[٧] .آد،كا،گا+در شب معراج.
[٨] .آد،گا:و حمل كردن قوله ما راى.
[٩] .آج:غرايب.
[١٠] .آد:ديدم.
[١١] .آد،كا،گا:برخواست.
[١٢] .آد،گا+كجاست.
[١٣] .آد،گا:بدين آيه.
[١٤] .آد،گا:تذهب.