روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
نگه كرد [١]شخصى را ديد همه روى آسمان بپوشيده [٢]،چنان كه از آسمان هيچ پديد نبود،و بر رسول سلام مىكرد [٣].رسول-عليه السلام از او بترسيد و از هوش برفت باز با هوش آمد [٤]جبرئيل-عليه السلام-فاتحه بر او خواند.و ذلك قوله: وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ [٥]،يعنى جبرئيل به افق مبين بود.و بارى ديگر [٦]به نزديك سدرۀ منتهى ديد او را برآن شكل و هيئت كه در مقام خود باشد.و سدره درخت[٧٥- ر]نبق باشد و براى[آن] [٧]«منتهى»خواند آن را كه علم خلايق تا آنجا باشد [٨].
هلال بن يسار [٩]گفت:عبد اللّه عبّاس كعب الاحبار را پرسيد از شجرۀ منتهى-و من حاضر بودم-گفت:درختى است در اصل عرش و شاخ و برگ او بر سر حاملان[عرش] [١٠]است،علم خلايق تا آنجا برسد.و آنچه و راى آن است غيب است،جز خداى نداند،عبد اللّه مسعود گفت:به آن [١١]منتهى خوانند [١٢]آن را كه هرچه از بالاى آن آيد با آنجا [١٣]رسد و هرچه از زير آن بود با آنجا [١٤]رسد، پس هيچچيز نباشد از فرمانهاى خداى تعالى و الّا به او رسد،دعا كه از زمين بر شود و قضا كه از بالا [١٥]فرود آيد.بعضى دگر گفتند:براى آنكه ارواح مؤمنان آنجا رسد،و گفتند:براى آنكه هركس كه بر سنّت رسول [١٦]بميرد با آنجا رسد.
ابو هريره گفت رسول-عليه السلام-گفت:شب معراج كه مرا به آسمان
[١] .آد،گا:نگاه كرد.
[٢] .آج،گا:پوشيده؛آد،گا:پوشيده بود.
[٣] .همۀ نسخهها:سلام كرد.
[٤] .آد،كا:چون با هوش آمد؛گا:چون بهوش بازآمد.
[٥] .سورۀ تكوير(٨١)آيۀ ٢٣.
[٦] .آد،كا،گا:بار ديگر.
[١٠] [٧] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٨] .آد،كا،گا+آن نهايت علم خلق است.
[٩] .آد،كا،گا:يساف.
[١١] .آد،گا:براى آن.
[١٢] .همۀ نسخهها:خوانند.
[١٤] [١٣] .به آنجا.
[١٥] .گا:آسمان.
[١٦] .آد،گا+و ولايت على-عليهما السلام.