روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٨ - ترجمه
احتراز بايد كردن بگو مرا چيست؟گفت،زبان خود به دست گرفت و گفت:اين است،يعنى زبان نگاهدار.
و در خبر است كه [١]:روزى به نزديك رسول-عليه السلام-حاضر آمدند،رسول قرآن بر ايشان مىخواند و مىگريست،گفتند:از خوف خداى مىگريى؟گفت:
آرى كه ما را [٢]بر طريقتى فرستادند مانند حد شمشير،اگر بر او راست روم برهم،و اگر بچسبم [٣]هلاك شوم.
قتاده گفت،حسن چون اين آيت خواندى گفتى:اللهم انت ربنا فارزقنا الاستقامة،بار خدايا!تو خداوند مايى،ما را توفيق استقامت ده. تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاٰئِكَةُ ،فريشتگان فروآيند بر ايشان به وقت مرگ. أَلاّٰ تَخٰافُوا ،و التقدير يقولون:
[الا تخافوا] [٤]و قيل:بأن لا تخافوا،به اين گفتار فرود آيند،يعنى گويند ايشان را كه مترسى و اندوه مداريد [٥]و مژده شما را به بهشتى كه شما را وعده دادند.قتاده گفت:
اين آنگاه باشد كه از گور برخيزند[١٦٢-پ].
وكيع بن الجراح گفت،بشارت در سه جاى بود:در در مرگ و در گور و به وقت بعث.
ابو العاليه گفت:لا تخافوا على ضعيفكم [٦]و لا تحزنوا على مخلفيكم،بر ضعيفان مترسى و بر بازپس پسماندگان اندوه مدارى.
مجاهد گفت:از كار قيامت مترسى كه در پيش دارى و بر [٧]كار دنيا اندوه مخورى كه بازپس گذاشتى.
عطا گفت:مترسى از گناه و اندوه مدارى بر آنكه [٨]من بيامرزم شما را جمله گناهان.
اهل اشارت گفتند در اين آيت كه: إِنَّ الَّذِينَ قٰالُوا رَبُّنَا اللّٰهُ ثُمَّ اسْتَقٰامُوا ، بالوفاء على ترك الجفاء-آنان كه گفتند:خداى ما الله است پس استقامت كردند بر [٩]وفا بر ترك جفا،فريشتگان [١٠]فروآيند به ايشان به رضا كه مترسى از عناء و انده
[١] .آج،ما،افزوده:و فدى،گا،آد:جمعى.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد:مرا.
[٣] .ما:بخسبم.
[٤] .اساس:ندارد،از آج،آورده شد.
[٥] .ما:مدارى/مداريد.
[٦] .آج،ما:ضعيفيكم.
[٧] .آج:در.
[٨] .آج،ما:بدان كه.
[٩] .آج،ما،گا،لا،آد:به.
[١٠] .آج،ما،گا:فرود.