روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٤ - ترجمه
مال ما،و لكن غيض من فيض و قليل من جزيل[٢٨٤-ر]و يسير من كثير،ربع العشرى است.آنگه بخل كرديتان [١]اگر چنين كردى، وَ يُخْرِجْ أَضْغٰانَكُمْ ،و اين كينهها كه در سينهها دارى بيرون آوردى،يعنى شما اظهار كردى عند آن،و لكن چون اظهار ايشان عند سؤال خداى بود،با خداى حوالت[كرد] [٢]و اين قول سفيان عيينه است و ابو بكر عياش.
هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ ،«ها»تنبيه است به منزلت«يا»ى ندا [٣]، أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ ،شما آنانى، تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،كه شما را مىخوانند،يعنى خداى-جلجلاله -،تا مال در سبيل خداى هزينه كنى و ثواب و جزاى آن،اضعافا مضاعفة بستانى.
فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ ،از شما كس هست كه بخل مىكند.آنگه گفت:هركه بخل مىكند،از خويشتن بخل مىكند،و براى آن«عن»گفت و على نگفت كه،بخل امساك باشد،يعنى تمسك خيره و ماله عن نفسه،و التقدير،فانما يبخل امساكا عن نفسه.و گفتند:معنى آن است كه،يبخل عن داعى نفسه لا عن داعى ربه،از داعى نفس خود بخل مىكند كه: ...إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ [٤]،نه از داعى خداى كه داعى خداى دعوت به جود و بذل و انفاق مىكند،و از بخل منع مىكند.آنگه گفت: وَ اللّٰهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ ،سياق آيت دليل قول اول مىكند،گفت:خداى توانگر است و بىنياز و شما درويشى و محتاجها او [٥]. وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ،و اگر شما برگردى،به بدل شما قومى را بيارد.آنگه ايشان در طاعت چون شما نباشند،يعنى نه از شما باشند.آنگه خلاف كردند كه آن بدل كيستند [٦]:بعضى گفتند فريشتگاناند،بعضى گفتند،كسهايىاند كه در معلوم آن است كه نه از اينان باشند.و گفتند:قومى باشند از يمن.و گفتند:[٢٨٤-پ]قومى باشند از پارس.
أبو هريره گفت:جماعتى از صحابۀ رسول گفتند:يا رسول الله!آنان كهاند كه ايشان را به بدل ما بيارند و ايشان نه چون ما [٧]باشند.-و سلمان در پهلوى رسول بود-رسول عليه السلام-دست بر ران او زد،گفت:هذا و قومه،اين باشد و قومش.آنگه گفت:
[١] .گا،آد:كرديد به آن.
[٢] .اساس و آب،ندارد،از آج افزوده شد.
[٣] .گا،آد،افزوده:اى.
[٤] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٥٣.
[٥] .آج،ما،لا:به او،گا،آد:به مال او.
[٦] .گا:آن بدل كداماند،آد:مراد به آن بدل كداماند.
[٧] .آد:به از ما.