روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨١ - ترجمه
نام خداى نبرده باشند،چون در دست ايشان افتد گوشت بر او پديد آيد هركدام [١]تمامتر و سرگين براى چهارپايانشان [٢]همچنان دانه [٣]شود كه اول بوده باشد.آنگه گفت:استنجا مكنى به استخان [٤]و سرگين.
و جماعتى راويان روايت كردند كه،عبد اللّٰه مسعود با پيغامبر نبود آن شب.ابن جريح گفت:نام آنان كه آن شب پيش پيغامبر آمدند از جن اين بود:شاصر [٥]و ناصر [٦]و حس [٧]و مس و از دواتيان [٨]و احقم.اين هفتكس بودند.رسول-عليه السلام-ايشان را به رسالت و نيابت به جنيان فرستاد.بهرى ديگر گفتند:نه كس بودند،و اين روايت زر حبيش است.
ثابت قطبة [٩]الثقفى گفت:جماعتى به نزديك عبد اللّٰه مسعود آمدند،گفتند:ما در سفرى بوديم،در راه مارى ديديم كشته و در خون بگرديده.او را در زير خاك كرديم.
ازآنجا برفتيم،جماعتى پيش ما برآمدند [١٠]و گفتند:عمرو را كه دفن كرد؟ما گفتيم:عمر[و] [١١]كيست؟گفت:آن مار كه فلان جاى دفن كردى،او از جملۀ آنان بود كه ليلة الجن پيش رسول بود [١٢][٢٦٧-پ]و از او قرآن شنيد،از ميان دو قبيله [١٣]قتالى بود او كشته شد.
ابو ثعلبة الخشنى روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:جنيان بر سه نوعاند،بهرى پر دارند در هوا مىپرند،و بهرى بر صورت ما را [١٤]و سگاناند،و بهرى آنند كه در سفر باشند،مىروند به جايها.
چون [١٥]قرآن بشنيدند و با نزديك قوم خود شدند،گفتند: سَمِعْنٰا كِتٰاباً ،ما كتابى شنيديم كه از پس موسى فروفرستادهاند، مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ ،راستدارندۀ آن كتابهاست كه پيش آن [١٦]فرستادند.عطا گفت:آن جماعت جنيان جهودان بودند،
[١] .گا،آد:هرچند.
[٢] .ما:چهار پاهايشان.
[٣] .گا،آد:بادانه.
[٤] .آج،ما،گا،آد:استخوان.
[٥] .آب:سامر.
[٦] .آب:نامر،ما:باصر.
[٧] .آج،ما:حسر،آب:حسن.
[٨] .آب:ابنان،آج،ما:اينان.
[٩] .گا،قبطه.
[١٠] .آج،ما:بازآمدند.
[١١] .به قياس مورد قبل و نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .آج،ما:بازآمد.
[١٣] .آج،ما،گا،آد،افزوده:جن.
[١٤] .ما را/ماران،آج،ما،گا،آد:ماران.
[١٥] .گا،آد،افزوده:جنيان از رسول.
[١٦] .آج،ما:او.