روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٥ - ترجمه
با او برند علم قيامت و بيرون نيايد هيچ ميوه از غلافش و بار برندارد هيچ ماده و بار بننهد الا به علم او و آن روز كه ندا كند [١]ايشان كه:كجااند انبازان من؟ گويند:ما آگاه كرديم تو را نيست از ما گوايى.
و گم شد از ايشان آنچه مىخواندند از پيش و گمان برند كه نيست ايشان را [٢]جاى گريختن.
ملال نيايد آدمى را از دعاى خير و اگر برسد او را بدى،نوميدى باشد نوميد.
و اگر بچشانيم او را رحمتى از ما از پس سختى كه رسيده باشد به او،گويد،اين مراست و نپندارم كه قيامت بر خواهد خاست و اگر مرا بازبرند با خداى،مرا باشد به نزديك او نيكوتر از اين،خبر دهيم آنان را كه كافر شدند به آنچه كردند و بچشانيم ايشان را از عذابى ستبر [٣].
و چون نعمت كنيم بر آدمى،برگردد و دور كند جانب خود و چون برسد به او بدى،خداوند دعاى پهن باشد.
بگو كه چه راى مىبينى اگر اين از نزديك خداى است پس شما كافر شوى به او؟كيست گمراهتر ازآنكه او در كافرى باشد دور! بازنماييم با ايشان آيتهاى ما در كنارهاى جهان و در تنهاى ايشان تا پيدا شود ايشان را كه آن حق است.كفايت نيست خداى تو كه او بر همه چيز گواه است؟ [١٦١-ر]ايشان در شكاند از جزاى خدايشان،و او به همه چيزى عالم است.
[١] .ما:كنند.
[٢] .ما،افزوده:از.
[٣] .ما:غليظ.