روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
مجاهد گفت:غير محسوب،و گفتند:غير ممنون به عليهم يعنى،منت ننهند به آن بر ايشان براى آنكه واجب است ايشان را [١]حق بر خداى.
قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ، بگوى اى محمد!كه شما كافر مىشوى به آن خداى كه زمين بيافريد به دو روز،و آن،روز يكشنبه و دوشنبه بود. وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدٰاداً، و با او امثال و اضداد فرومىدارى.
ذٰلِكَ رَبُّ الْعٰالَمِينَ، او خداى جهانيان است.
وَ جَعَلَ فِيهٰا رَوٰاسِيَ مِنْ فَوْقِهٰا، و كرد از بالاى زمين كوهها ثابت، برجاىايستاده. وَ بٰارَكَ فِيهٰا، و بركت كرد [٢]در زمين به آنچه پديد كرد در او از انواع منافع از گياه و درختان و معادن و جز آن. وَ قَدَّرَ فِيهٰا أَقْوٰاتَهٰا، و مقدر بكرد و بينداخت روزيهاى[١٥٣-ر]اهل زمين، فِي أَرْبَعَةِ أَيّٰامٍ، در چهار روز.
مجاهد و قتاده گفتند:خداى درياها و انهار و اشجار و دوات و آنچه اسباب رزق بنى آدم است،روز سهشنبه و چهار شنبه آفريد.ابن ابى نجيح گفت از مجاهد:كه مراد باران است.
عكرمه و ضحاك گفتند:تقدير كرد در هر شهرى ارباب [٣]اقوات و ارزاق و آنچه در دگر شهر نباشد،تا مردم به تجارت و جلب از اين شهر به آن شهر برند،و آن سبب رزق و معيشت ايشان باشد.كلبى گفت:چنان كه اهل حضر را اقوات و ارزاقى معلوم است،و اهل بدو را به خلاف آن. فِي أَرْبَعَةِ أَيّٰامٍ، در چهار روز،اين چهار با آن دو [٤]است چه خلق زمين به دو روز و خلق كوهها و ارزاق به دو روز ديگر با هم ضم كنى چهار روز باشد،چنان كه يكى از ما گويد:تزوجت امس امرأة و اليوم ثنتين،دى [٥]زنى كردم و امروز دو زن.و معنى آن است كه امروز دو زن دارم،با زن دينه خواهد و همچنين گويد:أتيت واسط في خمسة و البصرة في عشرة،و آن خمسه داخل باشد در اين عشره.
سَوٰاءً، ابو جعفر خواند:«سواء»بالرفع بر خبر مبتداى [٦]محذوف،اى هو سواء و يعقوب خواند:«سواء»به جر على انه صفة ايام.و باقى قراء:سواء،بالنصب على
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:آن.
[٢] .ما:داد.
[٣] .گا،لا،آد:از باب.
[٤] .ما،افزوده:شش.
[٥] .ما:دين.
[٦] .ما،گا،لا،آد:ابتدا.