روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٠ - ترجمه
است.
و در آيت دليل است بر بطلان قول [١]مجبره ازآنجا كه خداى تعالى بيان كرد كه:غرض من با رسالت [٢]رسول-عليه السلام-آن است تا مكلفان ايمان آرند و طاعت كنند.و اين«لام»را لام غرض براى اين گويند چون غرض باشد مقصود و مراد اين بود به خلاف آنكه ايشان گفتند [٣]از كافران كفر خواست و از عاصيان معصيت.
آنگه وصف آنان كرد كه بر رسول بيعت كردند و ايشان را تحريض فرمود بر بيعت [٤]وفا كردن به آن و حرمت داشت [٥]آن،گفت: إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ ، گفت:يا محمد آنان كه تو را بيعت مىكنند انما [٦]بر حقيقت خداى را بيعت مىكنند.براى آنكه از بهر او و از بهر دين او مىكنند و به فرمان او مىكنند. يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ،دست خداى است كه بالاى دست ايشان است.اين براى آن گفت كه رسول-عليه السلام-دست در دست ايشان دادى در [٢٩١-پ]حال بيعت و گفت:همان انگار [٧]كه دست رسول-عليه السلام-به منزلت دست اوست اگر او را دست بودى-تعالى عن الجارحة-و اين چنان است كه رسول -عليه السلام-گفت:
الصدقة تقع اولا في يد اللّٰه ثم في يد السائل ،صدقه [٨]در دست خداى افتد،آنگه در دست سايل.لقوله تعالى: ...وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ [٩].
و اهل تأويل اين عبارت گفتند كه:عقد اللّٰه فوق عقدهم و اين عبارتى است معلق [١٠]براى آنكه عقد عهد باشد و گفتن كه:عهد خدا بالاى عهد ايشان است سخنى بود بىفايدت.و معنى آن است كه ما اشارت كرديم به او.
قولى ديگر گفتند:نصرة اللّٰه لنبيه فوق نصرتهم فى الحرب،نصرت خداى پيغامبرش را در كالزار [١١]بالاى نصرت ايشان است.و اين هم ضعيف است،براى آنكه «دست»به معنى نصرت در كلام عرب نيست به معنى قوت و ظفر و نعمت باشد،جز كه گويند:مراد به نصرت قوت است،يعنى قوت رسول به خداى است نه
[١] .آج:مذهب.
[٢] .آج،ما:به ارسال،گا،لا،آد:از ارسال.
[٣] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:كه.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:بيعت و.
[٥] .آج،لا:داشتن.
[٦] .گا،آد:همچنان است بر حقيقت كه.
[٧] .آج،گا،آد:انگاريد،ما:انگارى/انگاريد.
[٨] .گا،آد:افزوده:اول.
[٩] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٠٤.
[١٠] .آد:مغلق.
[١١] .آج،ما،لا:كارزار.