روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩ - ترجمه
گفت:اى محمد!ما فرستاديم تو را گواه و بشارتدهنده و ترساننده و نصب هر دو [١]بر حال است.گواه بر مؤمن و كافر و بشارتدهنده مؤمنان را و ترساننده جمله را.
لِتُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ ،ابو عمرو و ابن كثير خواندند:ليؤمنوا و يعزروه و يوقروه و يسبحوه،هر چهار به«يا»،خبرا عن الغائبين [٢]،تا ايمان آرند به خداى و رسول را تعظيم كنند و حرمت دارند و خداى را تسبيح كنند.و ابو عبيد[ه] [٣]اختيار اين قرائت كرد براى آنكه در اول ذكر مؤمنان است،خبرا عن الغائبين [٤]و هو قوله: فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ .و در آخر همچون [٥]خبر است از ايشان بر مغايبه [٦].فى قوله:
إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ ،و باقى قرأ به«تا»خواندند[٢٩١-ر]به«تا»ى خطاب خواندند هر چهار [٧].محمد بن سميفع [٨]خواند:و تعززوه من التعزيز به دو«زا»ى معجم.
آنگه در معنى«تعزير» [٩]خلاف كردند،بعضى گفتند:تا نصرت كنى او را.عكرمه گفت:تا در پيش او به تيغ كالزار [١٠]كنى.
جابر بن عبد اللّٰه انصارى گفت:چون آيت فروآمد [١١]،رسول-عليه السلام-ما را گفت:دانى تا معنى تعزير [١٢]چه باشد؟گفتيم:خداى و رسول عالمتر.گفت:معنى او نصرت باشد.مبرد گفت:تعزير [١٣]،تعظيم باشد،يقال:عزرت [١٤]الرجل اذا كبرته بلسانك.و ضمير راجع است با رسول-عليه السلام-بر قول بيشتر مفسران و بر قول آنكه تفسير به تعظيم كرد،محتمل باشد اگر [١٥]راجع بود با خداى-جل جلاله.و توقروه [١٦]من الوقار،و رسول را حرمت دارى و تعظيم كنى.و اين ضمير راجع است -بلا خلاف-با رسول-عليه السلام. وَ تُسَبِّحُوهُ ،و تسبيح و تنزيه كنى خداى را-جلجلاله .اين ضمير راجع است با قديم-جل جلاله-بلا خلاف. بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ،به بامداد و شبانگاه،و نصب هر دو بر ظرف است.گفتند:مراد نماز بامداد و شام
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:هر سه.
[٤] [٢] .آج،ما:الغائب.
[٣] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٥] .آج:همچنان،ما،گا،آد:همچنين.
[٦] .آج،گا:معاينه.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:و باقى قرأ به«تا»ى خطاب خواندند هر چهار.
[٨] .آج،ما،گا،لا،آد:السميقع.
[٩] .گا،آد:تعزيز.
[١٠] .آج،ما،گا،لا:كارزار.
[١١] .آج،ما،گا،لا،آد:فرود.
[١٣] [١٢] .ما،گا،تعزيز.
[١٤] .گا:عززت.
[١٥] .آج،ما،گا،لا،آد:كه.
[١٦] .اساس و آب:توقره،با توجه قرآن مجيد و ضبط ساير نسخ تصحيح شد.