روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
وحى به اسما و اعيان ايشان،و لكن امارتى و علامتى كه تو ايشان را به آن بشناسى، و آن،لحن قول است،و مراد به لحن قول،لغز لغتى [١]است و زبانى كه ايشان با يكديگر گفتندى بر [٢]مواضعاتى كه ايشان را بود.
عبد الله عباس گفت:لحن القول،معناه.حسن گفت:فحواه.قرظى گفت:
مقصده و مغزاه.و اصل او،عدول باشد كلام را از جهت خود و از آن طريق كه او را وضع كرده باشند.و لحن در اعراب هم از اينجاست،براى آنكه،ذهاب باشد از جهت صواب.و جمله آن است كه،لحن بر دو ضرب است در استعمال [٣]:يكى محمود و يكى مذموم.آنكه محمود است،اين است كه كنايت باشد و تعريض كه ضد تصريح بود،و منه
قوله-عليه السلام: فلعل احدهم ان يكون الحن بحجته ،اى، اذهب بها فى جهات الاختلاف.و منه قول الشاعر[٢٨٢-پ]:
و لقد وحيت لكم لكيما تفطنوا [٤]
و لحنت لحنا ليس بالمرتاب
و گفتند:اللحن،الفطنة.و اين كه گفت:الحن بحجته،اى افطن و اعرض عليها [٥].و وجه اول درست [٦]است تا راجع بود با يك اصل.و قال مالك بن اسماء بن خارجة الفزارى:
و حديث الذه هو مما [٧]
ينعت الناعتون يوزن وزنا
منطق صائب و يلحن احيا
نا و خير الكلام ما كان لحنا
گفتند:يك روز خواهر اين شاعر-هند بنت اسماء-به نزديك حجاج سخن مىگفت،و لحن مىگفت در سخن.حجاج گفت:چرا لحن مىگويى و تو زنى شريفى و در خانۀ قيس؟گفت:نه برادرم مىگويد:و خير الكلام ما كان لحنا؟ گفت:بر او محال مگوى كه او به اين لحن،تعريض و كنايت خواست،نه لحنى كه خلاف صواب باشد.
وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ أَعْمٰالَكُمْ ،و خداى تعالى اعمال ايشان داند،بر او پوشيده نيست تا به جزاى آن برسد [٨]چنان كه بايد.
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:لغزى.
[٢] .آج،ما:و
[٣] .آد:بر دو وجه در استعمال.
[٤] .آج،ما:تقنطوا.
[٥] .ما:عليهما.
[٦] .آج،گا،لا،آد:درستتر.
[٧] .ما:فيما،گا:ما.
[٨] .آج:برسند،گا،آد:بدهد،لا:برسى.