روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٤ - ترجمه
-عليه السلام-بيامد و به بستر آمد،چون مرا چشم در خواب شد،از بستر بخيزيد [١]و برفت.من از خواب در آمدم،رسول را نديدم.برخاستم و گمانم چنان بود كه به بعضى [٢]حجرههاى زنان رفته است.بيامدم،رسول را در نماز يافتم،با خود گفتم:تن و جانم فداى تو باد!انت فى واد و انا فى واد.رسول را يافتم كه يك ركعت آغاز كرد[٢٢٧-ر]به قراءتى خفيف.چون به ركوع رسيد، [٣]چندان مقام كرد كه شب به نيمه رسيد [٤].به ركعت ديگر برخاست و قرائت خفيف بخواند و به سجده شد،چندان مقام كرد كه شب به آخر آمد.در سجده مىگفت:
سجد [٥]لك سوادى و آمن بك فؤادى هذه يدى [٦]التى جنيت بها على نفسى فاغفر لى الذنب العظيم انه لا يغفر الذنب العظيم الا الرب العظيم اعوذ برضاك من سخطك و [٧]بعفوك من عقوبتك و اعوذ بك منك لا احصى ثناء عليك.
چون فارغ شد،در حجره آمد.گفتم:يا رسولاللّٰه!اين چه شب است؟ [٨]گفت:
شب نيمۀ ماه شعبان. [٩]خداى تعالى در اين شب بر مؤمنان امت من رحمت كند،الا بر مدمن الخمر و مصر بر زنا و ربا و بر آنكه در مادر و پدر عاق باشد يا صورتگر باشد يا سخن چين بود.در اين شب اعمال بندگان [١٠]رفيع [١١]كنند و در اين شب،خداى را آزادكردگان باشند به عدد موى گوسپندان بنى كلب.من گفتم:يا رسولاللّٰه! [١٢]چه اختصاص است بنى كلب را؟گفت:از ايشان بيشتر گوسپند [١٣]ندارند در عرب [١٤].
گفتند [١٥]:حكمت چيست كه،شب قدر بپوشيد و شب برات پيدا كرد [١٦]؟ گفتند:براى آنكه آن شب رحمت و غفران است و شب آزاد كردن از آتش و نيران است تا مردم برآن تكيه نكنند [١٧].اما اين شب،شبى است بخشيده بين الشىء و
[١] .ما،لا:بخزيد.
[٢] .گا،آد:يكى از.
[٣] .ما:به سجده شد.
[٤] .آج:به آخر رسيد،گا،آد:به نيمى رسيد.
[٥] .ما:سجدت.
[٦] .گا،لا،آد:يداى.
[٧] .گا،آد،افزوده:اعوذ.
[٨] .گا:اين چيست.
[٩] .آج،ما،گا،آد،افزوده:است.
[١٠] .گا،آد،افزوده:مؤمن.
[١١] .ما،لا:رفع.
[١٢] .آج،ما،افزوده:اين.
[١٣] .لا افزوده:كس.
[١٤] .گا،آد:از ايشان گوسفند بيشتر هيچكس ندارد در عرب.
[١٥] .آج:گفت.
[١٦] .گا،آد:ظاهر كرد.
[١٧] .ما:كنند.