روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
ما به آنچه فرستادهاند شما را به آن كافريم [١].
كينه بكشيديم از ايشان، بنگر كه چگونه بود عاقبت دروغ داران [٢]! قوله تعالى: حم، وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ ،بيان كرديم«حم»را و اقوال مفسران در او.
وَ الْكِتٰابِ ،«واو»قسم است.خداى تعالى سوگند ياد كرد به قرآن روشن بيانكننده.بگفتيم كه:«أبان»،هم لازم آيد و هم متعدى.گفت:به حق اين كتاب كه ما كرديم اين كتاب را قرآنى عربى به لغت عرب،و بيان دليلى باشد بر صحت چيزى يا بر فساد او.و گفتند:بيان[١٩٨-ر]آن باشد كه معنى به او ظاهر شود،عند ادراك بصر يا ادراك سمع،و آن از پنج وجه بود:از لفظ و خط و عقد الاصابع و اشارت و هيئتى ظاهر بر حاست چون اعراض و اقبال و بشر [٣]و تقطيب و مانند اين و علم را بر حقيقت بيان نخوانند مگر بر مجاز.
و قوله: إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ ،يعنى ما اين قرآن بر لغت عرب گفتيم [٤]و فرستاديم و بر طريق [٥]و نهاد كلام ايشان و نظمى كه ايشان را هست و مواضعت و اصطلاحى كه برآن سخنى گويند و افهام معانى كنند.بااينهمه كه چنين است،خلايق جمله عاجزاند ازآنكه مثل او چيزى بيارند و بگويند،اما لفقد العلم،او لصرف الله اياهم عن ذلك،على خلاف فيه بين القوم.و آيت دليل است بر حدوث قرآن براى آنكه خداى تعالى گفت:من كردم اين قرآن را،و آنچه كرده و مجعول باشد،قديم نبود.
ديگر آنكه گفت: عَرَبِيًّا ،بر لغت عرب نهادم و بر منهاج و طريقت ايشان.و لغت عرب باتفاق محدث است،قديم نيست و آنچه بر چيزى بسازند و بر [٦]منهاج او بنهند مؤخر باشد از او.بر اين قاعدت،لغت عرب بهر حال بايد تا مقدم بر قرآن باشد،چون آنچه بر قرآن مقدم است،محدث است،قرآن كه پس از او باشد،چگونه قديم بود؟ اگر گويد [٧]اين جعل به معنى تسميت است،چنان كه گفت:
[١] .ما:كافران.
[٢] .ما:دروغزنان،لا:كار آنها كه به دروغدارنده بودند.
[٣] .ما:يسر.
[٤] .لا:كرديم.
[٥] .آج،ما،لا:طريقه،گا،آد:طريقت.
[٦] .لا،افزوده:آن.
[٧] .آج،گا،لا،آد:گويند.