فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٨ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
مورد واقعيت مورد نزاع، هيچ راهى جز بيّنه و سوگند وجود ندارد.
١٠ - تمسك به روايات خاصه(رواياتى كه ارتباط ويژهاى با محل بحث دارند).از جمله روايتى كه كلينى(ره) از على بن محمد، از محمد بن احمد المحمودى، از پدرش از يونس از حسين بن خالداز امام صادق(ع) نقل كرده است كه گفت شنيدم حضرت مىفرمود :
«الواجب على الامام إذا نظر إلى رجل يزنى أو يشرب الخمر أن يقيم عليه الحدّ، ولا يحتاج ببينة مع نظره، لأنّه أمين اللّه فى خلقه، واذا نظر الى رجل يسرق، أن يزجره و ينهاه و يمضى و يدعه، قلت وكيف ذلك؟ قال: لان الحق إذا كان لِلّه، فالواجب على الامام اقامته، وإذا كان للناس فهو للناس.»
(اگر امام ملاحظه كرد كسى زنا مىكند يا شراب مىنوشد بر او واجب است كه بر آن شخص حد جارى كند وبا وجودديدن نيازى به شاهد ندارد، زيرا امام امين خدا ميان مردم است واگر ديد فردى دزدى مىكند بايد او را از آن كار نهىكند و بگذرد واو را وانهد. گفتم: چگونه؟ فرمود: زيرا اگر حق خدا باشد، بر امام واجب است آنرا اقامه نمايد واگر حق مردماست، مربوط به خود مردم است).
بررسى سند و دلالت حديث
از نظر سند: على بن محمد كه كلينى(ره) روايت را از او نقل مىكند، استاد او على بن محمد بن بندار است و چنان كه آيةاللّه خويى(قده) در معجم خود آورده است، ثقه مىباشد، هم چنان كه در مقام و منزلت يونس نيز، اشكالى وجود ندارد و حسين بن خالد - كه روايت را مستقيماً از امام نقل كرده - نيز ثقه است خواه منظور از وى حسين بن خالد صيرفى باشد و يا حسين بن ابى العلاء خفاف، چون مشايخ سه گانه از هر دو روايت نقل كردهاند، بنابر اين كه هر كس كه يكى از مشايخ سه گانه از او نقل روايت كرده باشد، ثقه است، ثقه بودن اين دو نفر ثابت مىشود هر چند به گمان، بلكه مطمئناً مقصود از او حسين بن ابى العلاء خفاف است، زيرا اواز ياران امام صادق(ع) بوده و از او