فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٧
١٤. آداب خريد و فروش:
«... أو قلنا انّ الاقالة من ذي الخيار اسقاط الخيار.»/٩٧
پيدا است كه پس از ماده «قول» همزه «ان» بايد مكسور باشد.١٥.
١٥. احكام احتكار:
«لو لم يوجد غيره وجب البيع وسعر عليه ان اجحف.»/٩٩
فاعل «سعّر» در كلام ذكر نشده، بنابر اين، بايد به صيغه مجهول باشد.
١٦. فروش انسان:
«الاناسى تملك بالسبى مع الكفر الاصلى.»/٩٩
«اناسى» مبتدا است و بايد مرفوع باشد.
١٧. احكام ربا: «لايضر عقد التبن والزوان اليسير.»/١٠٧
به نظر مىرسد در عبارت بالا «عقد» بايد به صورت مفرد باشد، زيرا اگر به صورت جمع بود مىبايست «اليسير» كه صفت است، مؤنث باشد.
١٨. خيار عيب: «... وكذا الثغل في الزيب غير المعتاد.»/١٠٩
«ثغل» در اين جا همان جرمى است كه در مايع ته نشين مىشود همان گونه شهيد ثانى هم ياد آورى كرده و به ضم «ثاء»، ثُغل» درست است. (١)
١٩. مواردى كه وكالت باطل مىشود:
«تبطل بالموت والجنون والاغماء والحجر على الموكل فيما و كلّ فيه.»/١٤٤
فعل «وكلّ» اگر مجهول باشد، نايب فاعل آن ضميرى خواهد بود كه به «موكل» باز مىگردد و معناى عبارت اين مىشود:
«وكالت در صورتى باطل است كه موكل از آنچه وكيل شده ممنوع گردد.»در حالى كه موكل، شخص ديگر را وكيل گرفته، وبه نظر مىرسد «وكل» به صيغه معلوم درست باشد.
٢٠. شرايط مسابقه:
«انما ينعقد السبق من الكاملين الخاليين من الحجر...»/١٤٩
«سبق» به سكون «باء» مصدر «سبق، يسبق» به معناى مسابقه دادن مىباشد. اما به فتح «باء» به معناى جايزهاى
(١)«القاموس المحيط» و «المصباح المنير».