فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٢ - سخنی در تنظیم خانواده (٢) محمد مؤمن قمى آیت الله
فقط به اين توجه دارد كه اين حرمت، در گرو خوردن دارويى هست كه موجب از بين بردن نطفه مىشود، همان كه سر آغاز پيدايش انسان است. در نتيجه، اين روايت به طور كلىنگاهى دارد بر حرمت سقط جنين، هر چند اين عمل با رضايت زن و شوهر باشد.هر گاه به دور ريختن نطفه - كه سنگ زيرين ساختار انسان است - حرام باشد، انداختن جنين در مراحل بعدى نيز حرامخواهد بود و دلالت صحيحه بر اين حرمت روشن است، زيرا ظهور در اين دارد كه انداختن مبدأ آفرينش انسان در هر مرحله كه باشد، حرام است.
٢ - موثقه «اسحاق بن عمار» را مىتوان نام برد، او مىگويد : به ابوالحسن (ع) عرض كردم: زن از باردار شدن مىترسد و دارو مىنوشد و آن چه در شكم دارد مىاندازد؟ امام فرمود: اين كار را نبايد بكند گفتم: نطفهاى بيش نيست. امام (ع) فرمود: نخستين چيزى كه آفريده مىشود نطفه است. (١)
اين گفتار امام خوردن دارو براى انداختن جنين را حرام مىداند. و سخن امام(ع) اين گونه شروع مىشود: «ان اول ما يخلق نطفه» و حرمت اين كار از زبان امام روى محور آغاز آفرينش انسان بودن دور مىزند. در نتيجه، حرمت سقط جنين را در هر مرحلهاى كه باشد دلالت مىكند. و اما سخن راوى كه مىگويد: «المراة تخاف الحبل» دو احتمال دارد: ممكن است مقصود آن باشد كه زن احتمال باردار شدن را مىدهد، به همين دليل مىترسد، و احتمال دارد كه مقصودش آن باشد كه او از باردارى مىترسد و مىخواهد ازآن دورى كند. از اين رو، دارو مىنوشد تا جنين او - كه به تشكيل شدنش يقين دارد - بيفتد. اين احتمال را جمله ديگر پرسش كننده كه تاييد مىكند: «فتشرب الدواء فتلقي مافي بطنها»زيرا انداختن جنين را بر نوشيدن دارو، مترتب كردهاست. در هر صورت، انداختن آنچه در رحم است، به وسيله نهى از نوشيدن دارو، در هر دو حالت، روشن مىگردد، هر چند دلالت آن در احتمال نخست قوىتر است، چون
(١)«وسائل الشيعه»، ج٢٩، باب ٧ از ابواب قصاص في النفس، ص٢٦، ح١.